کنترل گری عامل تخریب روابط مشترک (قسمت دوم)

اخبار کانادا

نویسنده: فرزیا شیرزاد

کسانی که در مقابل هر رای و نظری سکوت می کنند ، یک روز فریاد می کشند و از جلد خود بیرون می آیند و انسان دیگری می شوند، وحشتناک تر و غمگین، و دیگر کنترلشان کار ساده ای نیست.

 

پیش از این در مورد فرد کنترل گر و چگونگی تفکر  فرد کنترل گر و ویژگی های او صحبت کردیم. اما سوال مهمی که مطرح می شود، این است که چرا این افراد می خواهند دیگران را تحت نفوذ و کنترل خود قرار دهند؟

یکی از مهمترین دلایل بین فردی را باید در خانواده جستجوکرد. برای همین حتماً بررسی تاریخچه خانوادگی مهم است تا به جواب سوالاتی برسیم که آیا فرد کنترل گر، تحت تأثیر و نفوذ برخی از اعضای خانواده قرار داشته است؟ آیا به دلیل مشکلات مالی و معیشتی خانواده همیشه در مبارزه بوده است؟ آیا والدین سخت گیری داشته و همیشه تحت کنترل تربیت سختگیرانه قرار داشته است؟ هر یک از این موارد می تواند نقش مهمی در رفتار کنترل گرانه فرد داشته باشد.

 اما جامعه هم اثر بسیلر مهمی در فرد خواهد داشت. شرایط نا مساعد اجتماعی ، محرومیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی حرفه ای می تواند اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر کنترل گری افراد داشته باشد.گاهی در اجتماع هنجارهایی وجود دارد که باعث می شود که افراد برای رسیدن به اهداف ترغیب به فریبکاری، فشار ، بهره کشی دیگران شوند. اگر فردی به شدت در معرض هر یک از این تأثیرات باشد ، از روش کنترل گری در رفتار های خود برای رسیدن به اهداف استفاده می کند.

درست است که کنترل گری تاثیرات منفی دارد و فرد کنترل گر،خواسته های خود را با هر ابزاری بر دیگران تحمیل می کند. اگر چه این ظاهراً درست است ولی باید به یاد داشته باشیم که فرد کنترل شونده، هم به همان میزان نقش مهمی در این ارتباط ناسالم دارد و باید مسئولیت خود را در این رابطه بپذیرد. اگر از همان ابتدا در مقابل کنترل گری ها مقاومت وجود داشته باشد، چنین رابطه ای نا سالم شکل نمی گیرد. به عبارتی ما در رابطه ای که کنترل گری وجود دارد هم به دنبال چرایی کنترل و رفع آن هستیم و هم به کنترل شونده و دلیل پذیرش کنترل در آن متمرکز می شویم.

سوال مهم دیگری که مطرح می شود این است که آیا  به واقع، راه حلی برای کنترل گری وجود دارد؟

باید گفت کنترل گری یک رفتاری است که تحت تاثیر عواملی، به مرور در فرد شکل می گیرد و تغییر آن به صبر کافی و اصلاحاتی در رفتارهای فرد کنترل گر دارد. ولی از آنجایی که علم می تواند در برخی موارد از جمله کنترل گری و تغییر این رفتار کمک کند، بنا بر این لازم است برای ایجاد شرایط جدید و رابطه ای سالم قدم پیش گذاشت.

همچنان که گفته شد، ما باور داریم که تغییر دیگران باوری غلط است و همین باور در مورد فرد کنترل گر نیز صدق می کند. ما نمی توانیم فرد کنترل گر را تغییر دهیم اما می توانیم دعوت کنیم تا برای شرایطی بهتر تلاش کند. بدون اینکه او را قضاوت کنیم یا برچسبی بزنیم. برای همین پیشنهاد ما کمک گرفتن از یک کارشناس است تا دلایل اصلی کنترل گری و سپس رفتار های کنترل گرانه هر دو نفر خصوصاً فرد کنترل گر به درستی شناسایی گردد و در نهایت، در جهت بهبود آن گام بردارند.

اگر به طور ساده به راه حل نگاه کنیم فرایندی است که باید با صبر انجام شود:

 اول: پذیرش برای تغییر رابطه کنترل گرانه و انتخاب برای تغییر و رابطه مشترک بهتر است.

دوم:  ببینیم در این رابطه، کنترل گری دو طرفه است یا یکی از دو طرف کنترل گر هستند. در بسیار موارد دو طرف رفتار های کنترل گرانه دارند. در این مرحله به دنبال این هستیم که برای رسیدن به نظر خود از چه ابزاری استفاده می کنیم. استفاده از تهدید- تحقیر- تخریب- توهین- پرخاشگری و حتی باج دادن برای اینکه در نهایت نظر ما را ببپذیرد، کنترل گری محسوب می شود. دبدین ترتیب  نوع کنترل گری را می شناسیم تا طی فرایندی تغییراتی در این نوع رفتار صورت گیرد.

سوم : حالا لازم است در حین کاهش میزان کنترل گری رفتار جایگزین و سالمی ارایه دهیم. یاد  بگیریم در خواست ها و نظراتمان خود را با جملات محترمانه بیان کنیم و در مقابل حق انتخابی برای طرف مقابل قایل شویم.

مثلاً به جای گفتن اینکه تو باید این لباس رو بپوشی. ( من دوست دارم شما این لباس رو بپوشی) شما نظر خود را به طرف مقابل گفته اید و در نهایت انتخاب رفتار را بر عهده طرف مقابل قرارداده اید.

چهارم: استفاده از یک ابزار سالم به جای رفتار های کنترل گرانه است.  یکی از بهترین ابزار ها برای رفتار های کنترل گرانه، گفتگو کردن است. در یک گفتگوی سالم، طبیعی است که هر دو نفر ، نظر های مختلفی را نسبت به یک موضوع داشته باشند، ولی مهمترین بخش گفتگو همفکری و خلاقیت است. اینکه بتوانند از دو نظر کاملاً متفاوت به نظری برسند که نظرات هر یک از این دو نفر نزدیک باشد. مثال: زن دوست دارد که هر جمعه در مهمانی خانوادگی شان شرکت کنند. مرد هم دوست دارد هر هفته برای تفریح به خارج شهر بروند. با گفتگو می توانند به نتیجه ای مشترکی برسند مثلاً یک هفته انتخاب مکان تفریح بر عهده زن و هفته دیگر بر عهده مرد باشد.

نکته مهمی است که باید توجه داشت این است که در بسیاری موارد افراد با خواندن مطالبی در مورد کنترل گری، نتیجه گیری می کنند که بیان هر جمله و عبارتی که تنها خلاف نظرشان باشد، کنترل گری است. همه رفتار های بین فردی را صرفاً کنترل گری نمی نامیم. گاهی اوقات ما احساس خود را در مورد یک مساله بیان می کنیم. مثلاً “من ناراحت می شوم که بدون هماهنگی من مهمان دعوت می کنی.” این بیان اطلاعات است. یعنی ما باید بنشینیم و با گفتگو به دنبال راه حل برای این مساله باشیم. یا بسیاری از والدین فکر می کنند نباید هیچ کنترل و نظارتی بر رفتار کودکان و نوجوانان داشته باشند و آن را نشان کنترل گری یا تربیت سختگیرانه  می دانند. در حالی ما به عنوان والدین لازم است در بسیاری موارد به فرزندانمان تذکراتی بدهیم و آنان را در شرایط موجود راهنمایی کنیم و این جزوی از مسئولیت ماست.

Author: daneshmand2024

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *