چهار چیز به فرد دارای اختلال اضطراب نگویید

اخبار کانادا اخبار ونکوور

نویسنده: فرزیا شیرزاد

JUN 13th 2021

اضطراب طبیعی بخش مفیدی از زندگی است. انسان توانایی احساس اضطرابش به عنوان بخشی از تکامل سودمند، توسعه یافته است.

اگر یک حیوان وحشی به ما حمله کند، با دستور اندام های رهبر مغز، ترشح هورمونی اتفاق می افتد و در نهایت سطح اضطراب بالا می رود تا بدن برای مبارزه یا فرار “fight or flight” آماده می گردد.

اگر بدن ما در مواجهه با خطر آرام باقی بماند و هیچ واکنشی نشان ندهد، قطعاً طعمه حیوان درنده خواهد شد.

پس اضطراب چیز مفید و ارزشمندی است اما از کجا اضطراب برای ما مشکل ایجاد می کند؟  

گاهی اوقات اضطراب باعث تغییرات پی در پی و  قابل توجهی در عملکرد زندگی ما می گردد. به طوری که دیگر بدن نمی تواند تشخیص دهد الان ما در شرایط خطر قرار داریم یا نه. بدین ترتیب، در شرایطی که خطری ما را تهدید نمی کند، مغز اعلام خطر می کند و دستور صادر می شود  و اندام ها به صورت خود را برای یک مبارزه تمام عیار آماده می کنند. این امر در دراز مدت عملکرد طبیعی فرد را به طور جدی مختل می سازد.

در کل  باید بدانیم که سه عامل جهت تشخیص اضطراب طبیعی و اختلال اضطراب وجود دارد: مدت، شدت و علایم و نشانگان. برای همین تشخیص دقیق اختلال اضطراب را باید  برعهده کارشناس و متخصص گذاشت. اگر چه تشخیص نوع اختلال و درمان کاری تخصصی است اما در شدت بالای اضطراب افراد عادی نیز به راحتی متوجه مشکل فرد می شوند. فرد از چیزی نگران است یا می ترسد که وجود ندارد، به عبارتی هیچ عامل و دلیل منطقی برای این ترس نمی توانید پیدا کنید. اگر چه یکی از شاخه های اختلالاتی اضرابی انواع فوبی هاست که علت ترس مشخص است  مثلا فرد از گربه می ترسد. شاید ترس معمولی برای حفاظت از خودمان بسیار طبیعی است ولی ترس با شدت بسیار بالا حتی اگر خود گربه وجود ندارد، یک اختلال است.

این مقدمه ای بود برای اینکه بدانیم ما در مواجه با دوست یا نزدیکانی که مشکل و فشار اضطراب را تجربه می کنند، چه کمکی می توانیم انجام دهیم.در زیر چهار چیز وجود دارد که شما هرگز نباید به کسی که مبتلا به اختلال اضطراب است، بگویید:

– او را به آرامش دعوت کنید:

به آرامش دعوت کردن فردی، مبتلا به اختلال اضطراب، شبیه به این است که به فردی که دچار حساسیت فصلی است و مدام عطسه می کند، بخواهید که عطسه نکند. باید بدانیم که رفتار فرد اضطرابی اصلاً انتخابی نیست و فرد آگاهانه در به وجود آمدن و کنترل آن نقشی ندارد. در حقیقت شما با دعوت به آرامش دوست خود، اضطراب او را  بیشتر می کنید و با واکنش های بیشتری از او روبرو می شوید، در عوض، سعی کنید از فرد مضطرب حمایت کنید و به او اعلام کنید که در هر حالت به او کمک خواهید کرد.

– آنچه باعث نگرانی شما شده به واقع چیز مهمی نیست:

شما می دانید که این ترس دلیل منطقی ندارد تا او این قدر بترسد یا نگران باشد، ولی آگاه کردن فرد مضطرب به این واقعیت اصلاً به او کمک نمی کند. این باز می گردد به ادراک نادرست ما از اضطراب. نباید تصور شود که اضطراب یک انتخاب است.

فردی که مبتلا به اختلال اضطرابی است، نمی تواند از ورود افکار اضطرابی جلوگیری نماید. او به دلیل ترشحات هورمونی و دستوراتی که اندام های بدن صادر کرده اند، واکنش نشان می دهد. 

لطفاً درمورد شدت اضطراب و دلیل ترس آنان اظهار نظر نکنید و از همه مهم تر آن را بی ارزش ندانید. در مقابل به طور دلسوزانه و همدلانه به نگرانی و ترس او گوش دهید و به او بگویید که کنار او هستید و هر کاری بتوانید انجام می دهید.

– من می دانم چه احساسی دارید:

این جمله در صورتی مفید است که شما نیز تجربه شخصی از اختلال اضطرابی داشته باشید. یک اختلال اضطرابی کاملاً می تواند زندگی یک فرد را تحت الشعاع قرار دهد و ممکن است تبدیل به یک مبارزه روزمره برای فرد تبدیل گردد. صرف داشتن تجربه اضطراب به این معنا نیست که شما می توانید یک فرد مبتلا به اختلال اضطرابی را درک کنید. با این حال، حتی اگر هرگز به طور کامل درکی از اختلال اضطراب نداشته اید، ولی باز هم می توانید منبع پشتیبانی خوبی باشید و سعی کنید از تجربه خودتان صحبتی نکنید.

اگر تجربه ای مشابه داشتید، می توانید به یک فرد مضطرب بگویید که قبلاً چنین تجربه ای را داشتید و الان هم به او کمک می کنید و اگر تجربه ای
نداشتید بگویید که شما نمی توانید او را کاملاً درک کنید اما در صورتی که نیاز پشتیبانی داشته باشد، از او مراقبت خواهید کرد.

– شما درست می گویی ولی این اضطراب می تواند همیشه رخ دهد:

متاسفانه گاهی نا خواسته جملاتی می گوییم که فرد را مضطرب تر می کند، بیان می کنیم.

به عنوان مثال، دوست شما  اضطراب اجتماعی (social anxiety) دارد و از اینکه به جمع خانوادگی برود بسیار نگران و مضطرب است.

اگر شما به عنوان دوست این احساس اضطراب او را تصدیق کنید و توصیفی از افراد مهمانی و مکان داشته باشید، و بگویید که حق با شماست گاهی منم این احساس را دارم، معلوم نیست اصلاً چه افرادی در این مهمانی هستند یا در مورد آدم چه می گویند.

با این کار شما تصویری روشن تر از این نگرانی میدهید و این کار دوستتان را مضطرب تر می سازد و تب اضطراب او را در حضور در مهمانی بالاتر می برد.

با دوری از اظهاراتی که فرد را مضطرب می سازد، و اجتناب از دلسوزی هایی که باعث نگرانی بیشتر در فرد می شود، می توانید در این شرایط بحرانی به او کمک کنید.

اما بهترین کمک هدایت دوست خود به یک مرکز درمانی است. چون تحمل این سطح از اضطراب در دراز مدت مشکلات دیگری در فقر ایجاد خواهد کرد.

عمدتاً افراد برای رفتن نزد روان درمانگر مقاومت نشان می دهند. در مورد افراد اضطرابی نیز شرم و ترس یکی از مهم ترین دلایلی هستند که افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی از درمان دوری می کنند، شما به عنوان یک دوست می توانید حمایت گر باشید و با معرفی درمانگر یا تعیین وقت و همراهی کمک کنید تا دوستتان هر چه زودتر برای درمان و دست یابی به سلامت اقدام کند.

Author: daneshmand2024

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *