(بخش دوم)چگونه شادتر زندگی کنیم؟

دانشمند

نویسنده فرزیا شیرزاد 

در بخش اول به تاثیر تقویت احساسات مثبت برای شادکامی  پرداختیم و راهکار های موثری را ذکر کردیم. اینکه کنترل احساسات منفی می تواند راهکاری بر ایجاد شادکامی  دارد یا خیر، باید گفت که کنترل و مدیریت درست احساسات منفی باعث می شود تا  فضای بهتری برای احساسات مثبت باز شود و رشد و تثبیت احساسات مثبت بیشتر گردد و در نهایت احساس شادکامی بیشتری داشته باشیم. اما با احساسات منفی خود چه باید کرد؟ 

 

قدم دوممدیریت احساسات منفی است. همان طور که تکثیراحساسات مثبت به ما کمک می کندمحدود ساختن و مدیریت احساسات منفی هم اثرات خوبی در شادکامی دارد. وقتی از مدیریت احساسات منفی صحبت می کنیم بیشتر به‌ معنای پذیرفتن این واقعیت است که ما آنها را احساس می‌کنیم. سپس باید مشخص کنیم که چرا چنین احساس‌هایی وجود دارند و به خودمان اجازه دهیم پیامی را که آنها ارسال کرده‌اند، دریافت و به سمت جلو حرکت کنیم. تجربه کردن احساسات منفی همیشه لذت‌بخش نیست، اما باید بدانیم که احساسات منفی بی دلیل وجود ندارند و حضور آنان بی معنا نیست، آنان طوری طراحی شده‌اند تا پیام هایی را برای ما ارسال کنند که اگر به آنها گوش بدهیم، می‌تواند برای ما بسیار ارزشمند باشند. در واقع در مدیریت احساسات منفی ما به دنبال این هستیم که اجازه ندهیم احساسات منفی ما را تسخیر کنند. بدین ترتیب که بدون انکار احساسات منفی مان ، آنها را احساس و چنین احساساتی را کنترل کنیم و به اندازه نیازمان از آنان بهرمند شویم. 

احساسات منفی مانند خشم، ترس، رنجش، ناامیدیو اضطرابحالت‌های روانی هستند که بسیاری از افراد به‌طور روزمره آنها را تجربه می‌کنند اما مساله این است که عمدتا ما در تلاش هستیم که این احساسات را نادیده بگیرند. در واقع هیچ انسانی تمایل ندارد که احساس ناراحتی کند، درنتیجه بسیار طبیعی است که بخواهیم از این احساسات فرار کنیم. ولی این فرار و ندیدن احساس اثرات نا خوشایندی در دراز مدت بر ما دارد. همانطور که گفته شد ما اعتقاد داریم احساسات منفی پیامی برای ما دارند و فقط برای ما مشکل ساز نیستند. برای مثال، خشم و اضطراب نشان می‌دهند که لازم است چیزی تغییر کند و باید برای تغییر تلاش کنید. ترس نشانه‌ی این است که سطح ایمنی شما کاهش یافته است. رنجش و ناامیدی شما را تحریک می‌کند که چیزی را در رابطه تان تغییر دهید. اما چه کنیم که این احساسات منفی اثرات مخربی برای ما نداشته باشند. راهکارهای زیادی وجود دارد که تا کنون کشف و به‌عنوان ابزاری برای پذیرش احساسات  پیشنهاد شده‌اند، همچنین با توجه به تحقیقاتی که درباره‌ی ذهن انجام شده‌اند، روش‌هایی در نظر گرفته شده که به پذیرش احساسات منفی کمک می‌کنند. که مهم ترین آن عبارتند از: 

  • به احساسات منفی خود گوش دهید: احساس منفی تان را در ذهنتان رها نکنید. اگر به احساسات منفی خود به شکل مساله نگاه کنید، حتما برای آن  احساس زمان می گذارید. یک زمانی برای این احساس باز کنید و به این مساله که این احساس منفی را ایجاد کرده نگاه کنید. از خود سوالی کنید، من برای حل این احساس آیا می توانم کاری کنم؟ اگر می توانم پس برای رهایی از آن قدمی بردارم و تلاش برای جبران آن داشته باشیم. اگر نمی توانم به خود در همان زمان اجازه دهم احساسات را کامل تجربه کنم. مثلاً اگر احساس غم دارم در مدتی اجازه دهم غمگین باشم. این طور احساسم را نا دیده نمی گیرم بلکه با آن رو برو می شود. 
  • با احساسات منفی خود همنشین نشوید: گاهی اوقات احساسات منفی بی رحمانه در ذهن ما می تازند و ما قادر به کنترل آنان نیستیم. یک راه حلی مهم این است که با این احساسات درگیر نشوید. در این حال ما می توانید با فعالیت بدنی مثل ورزش، یا دیدن فیلم اجازه ندهید این احساسات شما را آزار دهند. شما این احساسات را دیدید و دانستید که چه پیامی برای شما دارند. پس اجازه ندهید این احساست شما را مدیریت کنند. 
  • از افراد سمی اجتناب کنید: ارتباط با دیگران همانقدر که برای ما مفید و ارزشمند است ، در صورت نا سالم بودن این رابطه می تواند مخرب باشد. چنان چه بررسی شده است، ما از 5 فرد نزدیک زندگی مان که بیشتر وقتمان را با آنها میگذرانیم، تاثیر می پذیریم. که این یعنی اگر با افراد سمی در ارتباط باشیم، احتمال ایجاد احساسات منفی را در خود افزایش می دهید. برای اینکه فرد مثبت تری باشید بهتر است که افراد بدبین و خشمگین، ناراضی را از خودتان  دور کنید. اگر کسی هیچ فایده و خوبی ای برای شما ندارد و همیشه احساسات منفی در شما ایجاد می کند، بدون احساس نگرانی و با کمال احترام این رابطه را قطع کنید. این حق شماست و از حق خود استفاده کنید. 
  • بپذیرید که ما بی نقص نیستید:گاهی ما فکر می کنیم ما باید کامل و بی نقص باشیم.اگر ترس از شکست دلیل اصلی احساسات منفی تان است، مهم است که به خودتان یادآوری کنید که شکست اتفاقی است که برای همهٔ ما می افتد. حتی موفق ترین آدم ها هم در زندگی شکست خورده اند و خیلی وقت ها آنقدر که نمی توانید تعداد آن را حساب کنید. اما نکته مهم این است که افراد شاد و موفق تحت تاثیر این شکست قرار نمی گیرند؛ چراکه می پذیرند که این بخشی از زندگی است.  اشتباهات را جبران کنید و قوی تر برگردید. مهارت هایتان را بهبود ببخشید و یک موقعیت بهتر پیدا کنید. 

– به دنبال برتر بودن نباشید: تحقیقات نشان می دهد که برخی از تیپ های شخصیتی کامیابی را  به سختی تجربه می کنند.آنان پیوسته همیشه به دنبال تمامیت طلبی هستند. بهتر بودن و بهتر بودن… به عنوان مثال به جای لذت بردن از یک تعطیلات، آنان فکر می کنند که چه طور می توانستند تعطیلاتی بهتراز آنچه گذراند، داشته باشند. این نوع تفکر، راه قوی و موثری برای کشتن شادکامی شما است. به جای اینکه در تمام لحظات برای خود برتری بسازید و با مقایسه لحظات خوب زندگی با آن خوشی ها را خاموش کنید بیایید آگاه  در در لحظه از کافه ای که برایمان ریخته شده لذت ببرید. باید یاد بگیرید که از در لحظه لذت ببرید. 

شاد کامی وقتی به خانه شما می آید که شما در را به روی او باز کنید. احساس شادکامی احساسی دور و غریب نیست . در واقع شادکامی از وجود شماست. ذهنی شادکام مانند آهن ربایی قوی شادی ها را بیشتر جذب می کند و نا ملایمات را یا حل می کند یا می گذرد و رها می سازد.این شما هستید که انتخاب می کنید که شاد زندگی کنید و از زندگی لذت ببرید. خوشی ها را چندین برابر کنید و نا خوشی ها را مدیریت کنید.  

 

Please follow and like us:

Author: daneshmand2024

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *