پیری اجتناب ناپذیر است، پس چرا با شادی به آن نرسیم؟

 

اخیرا تولدم بود، یکی از این تولدهای کوچک با دوستان نزدیک، که باعث شد به پیری فکر کنم.

وقتی بچه بودم، بزرگ شدن مثل یک دستاورد بود. هر سالی که می گذشت یک قدم به بزرگسالی نزدیکتر می شد که برای من به معنای استقلال و آزادی بود. یادم می آید با پدرم برای دیدن تاتر به شهر می رفتیم یا به Met رفتیم و گروهی از زنان را می دیدم که در یک کافه ناهار می خورند. بزرگسالی جذاب و هیجان انگیز به نظر می رسید. من نمی توانستم صبر کنم.

به همین ترتیب، من هرگز کاملاً ضدیت عمومی نسبت به پیری را درک نکردم. در Spencer، یک فروشگاه نوآور در Galleria Mall در White Plains، همیشه در حیرت بخش کالاهایOver the Hill بودم. منظورم این است که پدربزرگ و مادربزرگم به موسیقی من گوش نمی‌دادند یا با من نینتندو بازی نمی‌کردند، اما در نوع خود باحال بودند. به نظر می‌رسید شوخی‌ها در مورد دروغ گفتن در مورد سن خود، از دنیای دیگری آمده بودند، دنیایی که برای من معنی نداشت.

در دهه‌های 20 و 30 زندگی‌ام، دوستان معمولاً این جمله را می‌گفتند: «ما خیلی پیر شده‌ایم!» و من چشمانم را گرد می کردم. من احساس می‌کردم ما خیلی جوان بودیم و چرا باید آن جوانی را هدر دهیم؟ به هر حال، درست در آن لحظه، ما جوانترین کسی بودیم که می توانستیم باشیم.

20 سالگی من فرسنگ ها بهتر از نوجوانیم بود – گسترده تر، کمتر محصور – و 30 سالگی من بهتر از 20 سالگی ام. من در 30 سالگی اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم، وارد درمان شدم و با آسیب های دوران کودکی مواجه شدم، یاد گرفتم نیازهایم را بیان کنم و بیشتر مراقب نیازهای دیگران باشم. رشد این دهه‌های گذشته را با خطوط کمتر روی صورتم یا موهای خاکستری کمتر روی سرم عوض نمی‌کنم.

با این حال، اکنون که در 40 سالگی هستم، پیری مفهومی در آینده نیست. فقط زنده بودن به معنای بزرگتر شدن است، بنابراین بله، همه ما از زمان تولد در حال پیر شدنیم. اما در نقطه‌ای مشخص، این تصور که زندگی در چند دهه آینده چگونه خواهد بود، واقعی‌تر به نظر می‌رسد، و سپس من شروع به تفکر بیشتر در مورد معنای انتخاب‌های فعلی‌ام برای آینده‌ام می‌کنم.

به گذشته نگاه می‌کنم و به این فکر می‌کنم که در 20 سالگی سخت‌کوشی‌ام چه معنایی برای من داشت. اگر در جوانی با خود مهربان تر بودم، امروز می توانستم بدن سالم تری داشته باشم؟ و آیا اکنون مهربانتر بودن می تواند به من شادی و آزادی بیشتری در آینده بدهد؟

گفتمان غالب در مورد سالمندی، به ویژه هنگامی که صحبت از زنان می شود، حول محور «پیری برازنده» می چرخد. این معمولا شامل حداقل سه تا پنج سال جوان‌تر از آنچه هستید به نظر رسیدن است، در حالی که به نظر نمی‌رسد کاری برای رسیدن به این هدف انجام دهید. همچنین به معنای «عملکردن به سن خود» است، با پوشیدن لباس‌های مناسب سن (ظاهراً دامن‌های کوتاه تاریخ انقضا دارند)، داشتن موهای مناسب سن و انجام فعالیت‌های متناسب با سن – اما شاید انجام یک یا دو کار شگفت‌آور جوان‌کننده (موج‌سواری، شاید، یا تپ رقص)، اما به مردم اجازه دهد بدانند هنوز در بازی هستند.

«پیری برازنده» مستلزم راه رفتن بر روی طناب بین جامعه‌ای است که وسواس جوانی دارد، که به ما می‌گوید ارزش ما با افزایش سن کاهش می‌یابد، و فرهنگی که می‌گوید هیچ چیز به اندازه ناامیدی، میل شدید به چیزی که نمی‌توانیم داشته باشیم، ناخوشایند نیست. بازاریابان میل ما به جوانگرایی را تقویت می کنند، سپس وقتی تلاش های ما برای حفظ جوانی به خطا می رود ما را شرمنده می کنند.

بنابراین فردی که بدون فکر کردن به ظاهر خود پیر می شود به عنوان “تسلیم شده” تلقی می شود و فردی که به لطف چاقوی جراح برای همیشه صورتش 35 ساله باقی می ماند مانند یک شوخی تلقی می شود و تنها راه قابل قبول تلقی شدن این است که، خوش شانس باشد. ژن ها یا پنهان کردن جنگ های خود با زمان در زیر یک لبخند تمرین شده. همه چیز خسته کننده به نظر می رسد، اینطور نیست؟

و بنابراین من به این فکر کرده‌ام که چگونه از این چارچوب مضر – و رک و پوست کنده ‌زنانه – فراتر برویم. چه می‌شد اگر بجای اینکه پیری را به عنوان شکست بدانیم، آنچه را که با افزایش سن بهتر می‌شود در آغوش بگیریم و برای تقویت این شادی‌ها و در عین حال کاهش خسارات جوانی تلاش کنیم؟ اما آیا می‌توانیم این چالش‌ها را بدون قضاوت یا شرم ببینیم و در عوض به دنبال راه‌های شادی‌بخش برای عبور از آنها باشیم؟

من به تحقیق در مورد پیری پرداختم، و در اینجا 8 بینش وجود دارد که می‌تواند به ما کمک کند تا در مورد راه‌های شادی‌بخش برای احساس خوب در سنین بالا فکر کنیم.

  • به دنبال شگفتی باشید

در مطالعه‌ای بر روی افراد مسن، محققان دریافتند «پیاده‌روی با شگفتی»، پیاده‌روی که به طور خاص بر توجه به چیزهای وسیع یا الهام‌بخش در محیط متمرکز است، بیش از یک قدم زدن ساده، شادی و احساسات اجتماعی (احساساتی مانند سخاوت و مهربانی) را افزایش می‌دهد. آنها همچنین دریافتند که “شدت لبخند”، معیاری برای میزان لبخند شرکت کنندگان، در طول مدت هشت هفته مطالعه افزایش یافته است. این پیاده روی تنها 15 دقیقه، هفته ای یک بار بود و تاثیر کمی دارد، بنابراین این یک راه آسان برای ایجاد شادی بیشتر در زندگی روزمره، با افزایش سن است.

این مطالعه نشان می دهد، توجه ما به طور خاص به چیزهایی که باعث شگفتی می شود می تواند مزایای قابل اندازه گیری به ویژه برای افراد مسن داشته باشد.

  • در رویدادهای فرهنگی شرکت کنید

مطالعه‌ای در سال 1996 روی بیش از 12000 نفر در سوئد نشان داد، شرکت در رویدادهای فرهنگی با افزایش بقا مرتبط است، افرادی که به ندرت در رویدادهای فرهنگی شرکت می‌کنند خطر مرگ و میر بیشتری دارند. از آن زمان، مجموعه ای از مطالعات تأیید کرده اند، افرادی که در فعالیت های اجتماعی مانند حضور در کلیسا، رفتن به سینما، بازی ورق یا یکنوع بازی شبیه لوتو، یا رفتن به رستوران ها یا رویدادهای ورزشی شرکت می کنند، با کاهش مرگ و میر در میان سالمندان همراه است. یکی از دلایل ممکن است این باشد که این فعالیت‌ها ارتباط اجتماعی را افزایش می‌دهند، روابط را عمیق‌تر می‌کنند و احساس تعلق را تقویت می‌کنند، که به طور مثبت با رفاه مرتبط است. فعالیت های فرهنگی نیز به شارپ نگه داشتن ذهن کمک می کند. در حالی که همه‌گیری این موضوع را چالش‌برانگیز کرده است، با شروع شدن دوباره همه چیز، شرکت در رویدادهای فرهنگی، می‌تواند راهی آسان برای پیری شادی‌ باشد.

  • حواس خود را تحریک کنید

یکی از بخش‌های مورد بحث در سخنرانی TED من زمانی است که تجربه خود را از گذراندن یک شب در خانه‌های رنگارنگ Reversible Destiny Lofts توضیح می‌دهم، یک آپارتمان طراحی شده توسط هنرمند Arakawa و شاعر Madeline Gins، که معتقد بودند می‌تواند پیری را معکوس کنند.

این ایده که یک آپارتمان می تواند پیری را معکوس کند، دور از ذهن به نظر می رسد، اما زمانی که به تئوری پشت آن نگاه می کنیم، این ایده بیشتر پایه گذاری می شود. Arakawa و Gins معتقد بودند، همانطور که ماهیچه های ما اگر ورزش نکنیم آتروفی می شوند، اگر حواس خود را تحریک نکنیم، ظرفیت شناختی ما کاهش می یابد. آنها به فضای داخلی بژ و کسل کننده ما نگاه می کردند و تصور می کردند که این فضاها ذهن ما را پژمرده می کند. و همانطور که مشخص است، برخی تحقیقات اولیه در حیوانات نشان می دهد، ممکن است چیزی در این مورد وجود داشته باشد. وقتی موش‌ها در «محیط‌های غنی‌شده» با محرک‌های حسی زیاد و فرصت‌های حرکت فیزیکی قرار می‌گیرند، تغییرات عصبی مرتبط با آلزایمر و زوال عقل در آنها کاهش می یابد. در حالی که شواهدی وجود دارد که نشان می دهد این ممکن است برای انسان ها نیز صدق کند، مکانیسم های پشت این پدیده هنوز به خوبی شناخته نشده اند.

گفتنی است، ما می دانیم با افزایش سن، دقت حواس ما کاهش می یابد. عدسی‌های چشم‌های ما ضخیم‌تر می‌شوند و بیشتر زرد می‌شوند و نور کمتری را وارد چشم می‌کنند. حس بویایی، چشایی و شنوایی ما نیز کمتر شارپ هستند. بنابراین، در حالی که مجبور نیستید آپارتمان‌های عجیب و غریب Arakawa و Gins را بازسازی کنید، غنی‌سازی محیط خود با رنگ، هنر، گیاهان و سایر عناصر محرک حسی ممکن است نه تنها برای محافظت از ذهن شما با افزایش سن، بلکه برای شادی شما نیز سرمایه‌گذاری ارزشمندی باشد.

  • برای خود گل بخرید

مطالعه‌ای روی افراد مسن نشان داد، وقتی به افراد گل هدیه می‌دادند، حافظه و خلق و خو بهبود می‌یابد، در حالی که وقتی به آنها هدیه دیگری داده می‌شد اینطور نبود.

چرا گل ها این تاثیر را دارند؟ یک دلیل ممکن است به تحقیق در مورد اثر بازگرداندن توجه مرتبط باشد، که نشان می دهد تحریک غیرفعالی که در نگاه کردن به فضای سبز می یابیم به بازیابی توانایی ما برای تمرکز کمک می کند. شاید بهبود توجه منجر به بهبود حافظه نیز بشود. احتمال دیگر، که در این مرحله حدس و گمان محض است، به دلیل تکاملی علاقه ما به گل ها مربوط می شود. از آنجایی که گل‌ها در نهایت به میوه تبدیل می‌شوند، منطقی بود که اجداد ما به آنها علاقه داشته باشند و مکان آنها را به خاطر بسپارند. نظارت بر محل گل‌ها به آن‌ها اجازه می‌داد در زمان و انرژی صرفه‌جویی کنند تا بعداً به طور بالقوه قبل از سایر حیوانات گرسنه به میوه برسند. باید تاکید کنم هیچ مدرکی برای حمایت از این توضیح وجود ندارد، اما این یک احتمال جالب است.

با برداشتن یک قدم جلوتر، تحقیقات همچنین نشان داده است، باغبانی می تواند مزایای سلامت روانی و جسمی برای افراد مسن داشته باشد. بنابراین چه گل های خود را بخرید و چه آنها را پرورش دهید، بدانید که گامی شاد به سوی رفاه بیشتر در زندگی اینده برمی دارید.

  • بازسازی زمان گذشته را امتحان کنید

در سال 1981، Ellen Langer روانشناس هاروارد، آزمایشی را با گروهی از مردان 70 ساله انجام داد که به “مطالعه خلاف جهت عقربه های ساعت” معروف شد. به مدت پنج روز، آنها در صومعه ای زندگی کردند که دقیقاً شبیه سال 1959 طراحی شده بود. به جای پخش کاست و VHS، رادیوهای قدیمی و تلویزیون های سیاه و سفید وجود داشت. کتاب‌هایی که در قفسه‌ها قرار داشتند، کتاب‌هایی بودند که در آن زمان محبوب بودند. مجلات، برنامه‌های تلویزیونی، لباس‌ها و موسیقی همگی بازگردانی به آن دوره بودند.

با آنها طوری رفتار می شد که در دهه 50 زندگی خود هستند نه 70 سالگی. آنها مجبور بودند کیف های خود را حمل کنند. آنها درباره اخبار و ورزش 22 سال قبل بحث کردند. و برای حفظ توهم، هیچ آینه و عکسی وجود نداشت، مگر از خود جوانترشان.

در پایان پنج روز، مردان صاف تر ایستادند، مهارت دستی بیشتر و حتی بینایی بهتری داشتند. Langer در انتشار یافته های خود مردد بود، زیرا نگران بود که پذیرش روش غیرمعمول و حجم نمونه کوچک برای جامعه دانشگاهی سخت باشد. اما در سال 2010، بی‌بی‌سی یک برنامه آزمایشی را با افراد مشهور سالخورده با تأثیری مشابه را بازسازی کرد. تحقیقات بعدی Langer او را به این نتیجه رساند که می‌توانیم ذهن خود را برای احساس جوان‌تر آماده کنیم، که به نوبه خود می‌تواند بدن ما را وادار به پیروی از آن کند.

در حالی که ممکن است بازآفرینی مطالعه Langer در زندگی خودمان دشوار باشد، من فکر می‌کنم چیزی شادی‌بخش در یک زمان کوتاه وجود دارد. شاید بازدید مجدد از مکانی برای تعطیلات که زمانی دوستش داشتید، و غرق شدن در خاطرات زمان قبلی. شاید این یک قرار با دوستان که در آن صحبت از نگرانی های امروزی را کنار بگذارید. شاید پیدا کردن یک کتاب یا مجموعه ای از مجلات قدیمی آن زمان و خواندن آنها در حین گوش دادن به آهنگ های گذشته بتواند همان تاثیر را داشته باشد.

  • تحرک را به حداکثر برسانید

ورزش اغلب به عنوان راهی برای سالم ماندن و سرزنده ماندن در هر سنی تبلیغ می شود، اما یکی از یافته هایی که آن را به ویژه با افزایش سن اهمیت می دهد این است که در مطالعات نشان داده شده است، حرکت باعث افزایش اندازه هیپوکامپ، بخشی از مغز می شود که نقش حیاتی در یادگیری و حافظه دارد. این مهم است زیرا هیپوکامپ با افزایش سن کوچک می شود که می تواند منجر به نقص حافظه و افزایش خطر زوال عقل شود. در یک مطالعه بر روی افراد مسن، ورزش اندازه هیپوکامپ را 2 درصد افزایش داد که معادل معکوس کردن کاهش یک تا دو ساله سن است.

حرکت علاوه بر تاثیرات شناختی می تواند منبع شادی باشد. توانایی شنا، پیاده روی، رقصیدن و بازی، می تواند مجرای شادی در سال های بزرگتر باشد. زمانی که برای به دست آوردن انگیزه برای ورزش تلاش می‌کنم، اغلب به آینده‌ام فکر می‌کنم و اینکه چگونه سرمایه‌گذاری روی تحرکم در حال حاضر می‌تواند به حفظ دامنه حرکتی در آینده کمک کند و آسیب‌های استرس مکرر را بعداً به حداقل برساند. به زبان ساده: شما یک بدن دارید و باید تمام عمر شما دوام بیاورد. هر چه اکنون برای مراقبت از آن بیشتر تلاش کنید، آزادی بیشتری برای انجام کارهایی که در اواخر زندگی دوست دارید خواهید داشت.

  • لانه خود را دوباره پر کنید

هنگامی که شروع به نگاه کردن به موضوعات منفی در مورد پیری می کنید، شروع به دیدن بیشتر و بیشتر آنها می کنید. عبارت “لانه خالی” را در نظر بگیرید که مفاهیم قوی از دست دادن و محرومیت را به همراه دارد. اگرچه من در مرحله ای هستم که لانه من به طور ناگهانی کاملاً پر شده، من عاشق این ایده هستم که “لانه خالی” را دوباره به چیزی شادتر تبدیل کنم.

یکی از خوانندگان من، Lee-Anne Ragan، خاطرنشان می‌کند ایده لانه خالی نشان می‌دهد که چیزی باقی نمانده است، در حالی که پر کردن دوباره به یک لنز زیست‌محیطی‌تر نیاز دارد و نوعی بازسازی را تصور می‌کند که وقتی خانه و خانواده به چیزی جدید تبدیل می‌شوند، اتفاق می‌افتد. لانه پر مکانی برای خلاقیت و لذت است.

  • در زمینه تکنولوژی آگاه بمانید

در حالی که فناوری اغلب به دلیل احساس انزوا سرزنش می شود، برخی از مطالعات نشان می دهد، برای افراد مسن تر، آگاه بودن از تکنولوژی می تواند به رفاه کمک کند. یکی از دلایل این است که استفاده از اینترنت ممکن است به طور گسترده‌تری پیش‌بینی‌کننده ارتباط اجتماعی باشد، و ارتباط اجتماعی یکی از مهم‌ترین عواملی است که در سلامت و رفاه روانی در طول زندگی، به ویژه در دوران پیری نقش دارد. مطالعات دیگر نشان می‌دهد، وقتی افراد مسن فاقد مهارت‌های لازم برای استفاده مؤثر از فناوری هستند، منجر به احساس قطع ارتباط و ناتوانی بیشتر می‌شود و ارائه آموزش به افراد مسن در مورد فناوری می‌تواند عملکرد شناختی، ارتباط بین فردی و احساس استقلال را ارتقا دهد.

من اغلب وسوسه شده‌ام، وقتی یک برنامه یا دستگاه کاملاً جدید منتشر می‌شود، بگویم «این برای بچه‌ها است» و آن را نادیده بگیرم. با زمان آزاد بسیار کم، کاوش در فناوری جدید جذابیت کمتری نسبت به کندوکاو در یکی از کتاب‌های انباشته شده روی میز خواب من دارد. اما فناوری دنیایی را که ما در آن زندگی می‌کنیم شکل می‌دهد، و آن فناوری‌هایی که در لحظه، جدید و حاشیه‌ای به نظر می‌رسند، اغلب در جریان اصلی قرار می‌گیرند و بر روش‌های ارتباط، کار و دسترسی ما حتی به خدمات اولیه تأثیر می‌گذارند.

به یاد دارم که سعی کردم به مادربزرگم نحوه استفاده از ایمیل را یاد بدهم. او کسی بود که هرگز نمی خواست کسی را آزار دهد، و من فکر می کردم که ارتباط با ایمیل برای او خوب است. به جای تماس، او فقط می توانست یک یادداشت بفرستد و بداند که حرف کسی را قطع نمی کند. او برای یادگیری آن تلاش کرد. او مدت‌ها قبل از آن دیگر به فناوری اهمیت نمی‌داد، و جهش برای فهمیدن نحوه استفاده از رایانه بسیار عالی بود. انتخاب‌های کوچک برای درگیر نشدن با یک فناوری جدید در حال حاضر اهمیت چندانی ندارند، اما هنگامی که چند قدم به سمت قطع ارتباط می‌روید، تلاش برای اتصال مجدد می‌تواند ترسناک باشد.

درگیر ماندن با فن آوری های جدید نباید بار سنگینی باشد. ممکن است به سادگی به این معنا باشد که وقتی خواهرزاده یا برادرزاده ای از شما دعوت می کند بازی Minecraft را انجام دهید یا فقط برای بررسی یک حساب TikTok باز کنید، بله بگویید. لازم نیست بر هر برنامه یا ابزار جدیدی تسلط داشته باشید، اما راحت بودن با پیشرفت‌های جدید می‌تواند به شما کمک کند احساس درماندگی یا کوری نکنید.

این برای من در قلب پیری شادی آور است. هدف ما نباید این باشد که با بزرگتر شدن به جوانی بچسبیم، بلکه باید شادی خود را با مراقبت از کودک درون خود در طول روزهای خود زنده نگه داریم و در عین حال ارتباط خود را با جهان در حال تغییر نیز حفظ کنیم.