چگونه با کار کمتر، بهره وری بیشتری داشته باشیم

Girl in a suit talking on the phone

برای من18 ماه طول کشید تا کتاب «هنر ظریف غفلت نکردن» را بنویسم. در آن بازه زمانی، من در حدود 150000 کلمه برای کتاب (حدود 600 صفحه) نوشتم. بیشتر آن در سه ماه آخر اتفاق افتاد. در واقع، می‌توانم با اطمینان بگویم در سه ماه پایانی، بسیار بیشتر از مجموع 15 ماه اول انجام دادم.

حالا آیا این به این دلیل است که من در ضرب الاجل بودم و مثل یک دیوانه کار کردم؟

نه، در واقع، در آن سه ماه آخر، من هر روز کمتر از 15 ماه اول کار کردم، اما خیلی بیشتر بازدهی داشتم.

در این مقاله، من می‌خواهم یک استدلال ساده را بیان کنم: وقتی صحبت از بهره‌وری می‌شود، همه چیز آنطور که به نظر می‌رسد نیست.

همه کتاب‌های بهره‌وری در این سیاره، از دیوید آلن گرفته تا بنجامین فرانکلین، کم و بیش یک چیز را به شما می‌گویند: سحر از خواب بیدار شوید، دوره‌های کاری خود را به تکه‌هایی به اندازه‌ی لقمه تقسیم کنید که بر اساس فوریت سازماندهی شده‌اند. و لیست ها و تقویم های دقیق را نگه دارید و قرار ملاقات ها را از 15 هفته قبل برنامه ریزی کنید و برای همه چیز زودتر برنامه بریزید.

لعنت به آنها، من از صبح ها متنفرم. می دانید “روال صبحگاهی” من معمولاً چیست؟ تکان بخور و فیس بوک را بخوان. و اگر خوش‌شانس باشم، زباله‌های فید خبری‌ام آنقدر مرا عصبانی می‌کند که بدون اینکه متوجه باشم شروع به نوشتن می‌کنم.

حقیقت این است که من برخی از بهترین نوشته‌هایم را ساعت 3 صبح نوشتم. من به طور تصادفی پنجشنبه ها را تعطیل می کنم. من از تقویم متنفرم و بعد از تقریباً 10 سال کسب و کار آنلاین خودم، تقویم ندارم.

این چیزی است که برای من کار می کند و احتمالاً برای شما مفید نیست.

من معتقدم بهره وری یک چیز عمیقا شخصی است. همه ما مغزهای متفاوتی داریم و بنابراین ترجیحات، دیدگاه‌ها و موقعیت‌های متفاوتی داریم که در آن بیشترین تأثیر را داریم.

به عنوان مثال، به تعویق انداختن کار عمیقاً باعث اضطراب من می شود، بنابراین مهم است که درک درستی از ترس های خود داشته باشید.

ماهیت کار نیز بسیار مهم است. این ممکن است شما را شگفت زده کند، اما همه کارها یکسان انجام نمی شوند.

نکات بهره وری در مورد برای مثال، نقاشی منظره با آبرنگ، احتمالاً برای تکمیل به موقع اظهارنامه مالیاتی شما مفید نیست. یا توصیه هایی که ممکن است به شما کمک کند راهی برای سازماندهی مجدد تیمی برای خلاص شدن از شر برخی تنگناها پیدا کنید، همان توصیه هایی نیست که به شما کمک کند آپارتمان خود را سریعتر تمیز کنید.

  • به عنوان یک تابع خطی کار کنید

اکثر ما در بیشتر عمرمان، کار را به عنوان یک تابع خطی تصور می کنیم. منظور من از “خطی” این است که مقدار خروجی تولیدی که ایجاد می کنید با تعداد ساعاتی که وارد می کنید نسبت مستقیم دارد.

بنابراین کار به مدت دو ساعت، دو برابر یک ساعت نتیجه خواهد داشت. و هشت ساعت، چهار برابر دو ساعت تولید می کند.

همه ما با فرض این که کارها اینگونه است زندگی را طی می کنیم. این بیشتر به این دلیل است که کار مدرسه کاملاً خطی عمل می کند. آنها به شما یک سری چیز می دهند تا حفظ کنید، و اگر دو ساعت برای حفظ کردن آن وقت بگذارید، تقریباً دو برابر بیشتر از یک ساعت وقت به یاد خواهید آورد.

سپس ما پیرتر می‌شویم و تصور می‌کنیم که بقیه زندگی به همین منوال خواهد بود.

اما اینطور نیست.

حقیقت این است که اکثر کارهای متفکرانه و پرمغز به این شکل باز نمی شوند. و این واقعا برای ما بی انصافی است. بنابراین ما زمان زیادی را صرف شکایت از والدین خود می کنیم و بهانه می آوریم که روسای ما قدردان «نبوغ» ما یا هر چیز دیگری نیستند.

تنها کاری که خطی است، چیزهای اساسی و تکراری است. مثل حمل عدل های یونجه. یا بسته بندی جعبه ها یا وارد کردن داده های واقعاً ناپسند در صفحات گسترده غول پیکر. یا کارکرد سرخ کن در مک دونالد.

چهار ساعت دو برابر بازدهی، دو ساعت دوبرابر یک ساعت، و غیره است.

متأسفانه، “کار به عنوان یک تابع خطی” جایی است که تمام مبنای “تو فقط باید زحمت بکشی” در دنیای استارتاپ از آن سرچشمه می گیرد. از آنجایی که در ذهن آنها 16 ساعت کار دو برابر 8 ساعت کار می کند، نتیجه منطقی این است که همه شما فقط یک گونی زغال هستید و باید ساعت 4 صبح در قهوه خود کره بریزید و تا زمانی که چشم شما خونریزی کند، کدنویسی کنید.

اما اغلب برای مردم نتیجه معکوس دارد. زیرا حقیقت این است که اکثر انواع کارها (مخصوصاً کارهایی که در جامعه مدرن برای شما پول درآورد) بازدهی خطی ندارند، بازدهی کاهشی دارند.

  • کاری که بازدهی کاهشی (یا حتی منفی) دارد

تصور کنید بیرون رفتید و 10 دقیقه دویدید. این کار سالمی خواهد بود.

حالا تصور کنید بیرون رفتید و 20 دقیقه دویدید. همچنین می تواند سالم باشد، اما لزوماً دو برابر سالم تر از 10 دقیقه نیست.

اگر یک ساعت بدوید چه؟ خوب، شما قطعاً به خودتان فشار می آورید، اما به احتمال زیاد هنوز هم بیشتر فواید آن 10 دقیقه اول ورزش را خواهید دید.

ورزش به دلیل ساده ای که ماهیچه های شما خسته می شوند، بازده کاهشی دارد. و همانطور که عضلات شما خسته می شوند، توانایی آنها برای تحریک رشد بیشتر کاهش می یابد. گذراندن دو ساعت در باشگاه به جای گذراندن یک ساعت، سود چندانی برای شما به همراه ندارد. و صرف یک ساعت فقط کمی بیشتر از صرف 45 دقیقه سود به شما می دهد.

بیشتر کارها به این صورت است. چرا؟ زیرا مانند ماهیچه، مغز شما نیز خسته می شود. و اگر مغز خود را با انجام هر نوع حل مسئله یا تصمیم‌گیری مهم تمرین ‌دهید، محدودیت‌هایی دارد که می‌تواند به طور مؤثر بر کاری که در یک روز می توانید انجام دهید، تاثیر دارد.

همسرم قبلاً در صنعت تبلیغات کار می کرد و مانند بسیاری از صنایع، تمایل به کار کردن در ساعات جنون آمیز وجود داشت، مخصوصاً زمانی که یک ارائه بزرگ یا پیشنهاد کمپین در پیش بود، مردم تا دیر وقت می ماندند و اغلب تا ساعت 9 یا 10 شب کار می کردند. گاهی شنبه ها نیز می آمدند.

اما او متوجه شد بیشتر این زمان اضافی بسیار بی اثر بود. چهار ساعت پایان روز، مثلاً از ساعت 6 عصر تا 10 شب، تقریباً به اندازه دو ساعت اول روز، بازدهی داشت.

و در بدترین حالت، مردم به دلیل خستگی زیاد شروع به تولید کار بد می کردند یا تصمیمات بدی می گرفتند. و وقتی به اندازه کافی کار بد انجام دهید و تصمیمات بد بگیرید، در واقع ناخواسته کار بیشتری برای خود ایجاد می کنید. بنابراین کار شما از کار برای کاهش بازدهی به کار برای بازده منفی تبدیل می شود.

حدس من این است که بیشتر کارهای خلاقانه بر روی منحنی بازده منفی عمل می کنند. می‌دانم که در گذشته وقتی کار طراحی انجام می‌دادم، آنقدر یک تصویر را دستکاری کردم که دیگر حتی نمی‌توانم بگویم که خوب به نظر می‌رسد یا نه. سپس نیمی از شب را صرف تلاش برای «درست به نظر رسیدن» می‌کردم، تا اینکه صبح از خواب بیدار می‌شدم و متوجه می‌شدم که ایده در وهله اول بهم ریخته است و بهتر است از نو شروع کنم.

کاری که بسیار اجتماعی است یا به تیم سازی زیادی نیاز دارد، می تواند بازدهی منفی نیز داشته باشد. هر زمان که انرژی یا خلق و خوی شما کاهش پیدا کند، ممکن است در نهایت مشتریان را دفع کنید و سودهای بلندمدت احتمالی را کم کند. مدیریت خرد کارمندان شما نه تنها بازدهی آنها را بیشتر نمی کند، بلکه از شما متنفر می شوند و حتی انگیزه کمتری برای ایجاد نتایج برای شما در آینده خواهند داشت.

  • امتیازات اهرمی

هر کسب و کار، شغل یا پروژه ای دارای چیزی است که من آن را نقطه اهرمی می نامم که هر کاری را که انجام می دهید، فورا مؤثرتر می کند.

اگر مدیر تیم هستید، ممکن است مراسمی باشد که برگزار می کنید تا روحیه کارکنان خود را بالا نگه دارید. اگر یک برنامه نویس هستید، ممکن است خود را در مورد انواع جدیدی از پایگاه های داده آموزش دهید. اگر در فروش حضوری کار می کنید، ممکن است یاد بگیرید چگونه احساس مشتریان خود را درک کنید.

وقتی صحبت از محتوای آنلاین به میان می‌آید، برندسازی یک نقطه اهرمی است – چیزی که هر چه بیشتر روی آن کار کنید و آن را کامل کنید، تأثیر چند برابری بر هر چیز دیگری خواهد داشت – فروش آسان‌تر خواهد شد، مردم درباره آن صحبت خواهند کرد.

بنابراین، انجام برخی از جنبه‌های شغلی شما می‌تواند همه چیز را بسیار آسان‌تر کند.

  • تنبلی استراتژیک به عنوان یک نقطه اهرمی

بیایید وانمود کنیم که عاشق غذاهای هندی هستید. شما آن را بیشتر از همسر و فرزندانتان دوست دارید. شما آنقدر آن را دوست دارید که اگر بتوانید این مقدار چاتنی انبه را بخرید، در چاتنی انبه حمام می کنید.

حالا، فرض کنید به رستوران هندی مورد علاقه خود می روید. ما در مورد 4000 تا 5000 کالری در یک وعده صحبت می کنیم.

حالا تصور کنید از رستوران بیرون می روید و بعد یکی می آید و سمبوسه تازه و چاتنی به شما پیشنهاد می دهد. چه احساسی دارید؟

همه ما در آن حالتی بوده‌ایم که در خوردن غذایی که دوست داریم زیاده‌روی کرده‌ایم و پس از آن، صرف فکر کردن به آن غذا در هفته بعد، برایمان حالت تهوع‌ ایجاد می‌کند و معنای وجود خود را زیر سوال می‌بریم.

اما یک هفته بعد، غذای هندی چندان بد به نظر نمی رسد. و بعد از حدود یک یا دو هفته دیگر، همه شما آماده هستید تا به رستوران هندی مورد علاقه خود برگردید و دوباره خود را خفه کنید.

مغز شما با بهره وری به همین شکل عمل می کند.

ببینید، حل مشکلات مانند غذا برای ذهن شماست. ذهن شما را شاد می کند. این باعث می شود احساس مهم بودن و ارزشمندی و توانمندی کند، همه چیزهایی که مستقیماً با شادی مرتبط هستند.

اما حل مشکلات بیش از حد باعث بیمار شدن و خستگی ذهن می شود.

اما آنچه شگفت‌انگیز است این است که این اوقات فراغت – این توانایی منحرف کردن حواس مغز از حل مسئله و کار – در واقع مغز شما را در بازگشت به کار بسیار مؤثرتر می‌کند.

می دانم، می دانم – دیوانه کننده است، اما آخر هفته ها و تعطیلات واقعاً به دلایلی وجود دارند.

Click to rate!
[Total: 0 Average: 0]
Let's Share!

Author: Peiman Emami