مدل کیک خوشبختی

آیا آماده‌اید که یک تکه از «پای خوشبختی» را بردارید؟

 

تحقیقات شادی، یک حوزه اساسی در روانشناسی مثبت گرا، می تواند به شما درک درستی از چگونگی بهبود کیفیت زندگی بدهد. در این زمینه که به سرعت در حال گسترش است، ایده “پای خوشبختی” (Lyubomirsky et al., 2005)  نظر عموم را جلب کرده است. مدل پای پیشنهاد می کند، خوشبختی شما، می تواند به شکل 50-10-40 تقسیم شود، که منعکس کننده ترکیب منحصر به فرد شما از وراثت (50 درصد)، شرایط (10 درصد)، و فعالیت هایی که برای شادتر کردن خود انجام می دهید(40 درصد) است. طبق این مدل، شما نمی توانید وراثت خود را تغییر دهید و شرایط بدون کنترل شما رخ می دهد. با این حال، می توانید کاری را که انجام می دهید تغییر دهید تا خود را شادتر کنید. نکته مهم، این است که مدل “پای” برای شادی کلی شما اعمال می شود، نه نوسانات لحظه به لحظه در خلق و خوی شما.

این فرمول 50-10-40 از کجا آمده است؟ Lyuobomirsky و همکارانش از فرآیندی استفاده کردند که آمارگران برای توضیح یک رفتار خاص که می‌تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد، از اندازه‌گیری مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌کننده‌ها در متغیر نتیجه (عاملی که از فردی به فرد دیگر متفاوت است) استفاده کردند. برای مثال، تخمین‌های وراثت‌پذیری، منعکس‌کننده یک فرمول آماری است که روابط بین متغیرهای گرفته‌شده از گروه‌هایی از افراد، با روابط بیولوژیکی شناخته شده را بررسی می‌کند. بنابراین، در یک جمعیت، سطوح شادی نیمی از نمرات افراد را می توان با نمرات شادی بستگان آنها حساب کرد.

با فرض اینکه همه اینها درست باشد، 50 درصد دیگر برای توضیح خارج از روابط بیولوژیکی باقی می ماند. مجدداً، با استفاده از برآوردهای آماری، محققان روابط بین شادی افراد در نمونه های داده شده را با آگاهی از رویدادهایی که در زندگی آنها رخ داده است، چه مطلوب و چه نامطلوب، بررسی می کنند. تخمین 10 درصدی برای شریط به این معنی است که، 40 درصد برای کارهایی که افراد برای شادتر بودن می توانند انجام ‌دهند وجود دارد. این بخشی است که شما می توانید بر اساس مدل “پای شادی” روی آن کار کنید، زیرا در کنترل شماست اما ژن ها و شرایط زندگی تحت کنترل شما نیستند.

اما انتشار مقاله جدیدی توسط Nicholas J.L. Brown از University of Groningen (هلند) و Julia M. Rohrer از University of Leipzig (آلمان) “پای شادی” و تحقیقات حمایتی آن را جدا می کند و منطق و مبنای تجربی آن را به چالش کشید. آن‌ها خاطرنشان می‌کنند، به استثنای معدود موارد، “پای شادی” عمدتاً بدون انتقاد پذیرفته می‌شود، زیرا این امید را به وجود می‌آورد که اگر به اندازه کافی روی خود کار کنید، می‌توانید همیشه خود را شادتر کنید. مردم فرمول‌های ساده را دوست دارند.

 به گفتهBrown  و Rohrer، تقسیم 50-40-10 از یک مدل آماری ناشی می شود که نه تنها شادی یک فرد، بلکه شادی کل جمعیت را بررسی می کند. بیایید ابتدا به آن درصد وراثت نگاه کنیم. هنگامی که محققان تلاش می‌کنند توضیح دهند یک صفت چقدر قابل وراثت است، به تعداد زیادی از افراد و ردیابی تنوع در کل آن جمعیت، یا حداقل نمونه‌هایی از آن جمعیت که قادر به آزمایش بودند، نگاه می‌کنند. در مورد شادکامی، 50 درصد فرضی نشان دهنده همبستگی حدود 70 در نمرات شادی در بین افراد مرتبط است. 50 درصد مربوط به ژن های شخصی شما نیست. شما و بستگان بیولوژیکی تان، اگر همگی مورد آزمایش قرار می گرفتید، ممکن است میانگین همبستگی 70 را نشان دهید، به این معنی که هر چه نمرات شادی خود شما بالاتر باشد، امتیازات بستگان شما نیز بالاتر خواهد بود. بهترین داده های حمایت از وراثت بر اساس روابط بین دوقلوهای همسان است، اما والدین و فرزندان و خواهر و برادرهای معمولی نیز به این رقم کمک می کنند.

آن 10 درصد شرایط نیز به این معنا نیست که شما 10 درصد از شادی خود را به دلیل اتفاقاتی در زندگی خود دارید که کنترلی بر آنها ندارید. این درصد نشان دهنده همبستگی نمرات شادی در بین افرادی است که اتفاقات مشابهی برای آنها رخ داده است. و 40 درصد کارها نیز، به طور مشابه، ممکن است منعکس کننده همبستگی بین فعالیت هایی که افراد می گویند انجام می دهند و امتیازات شادی آنها باشد.

یکی دیگر از ایرادات منطقی به نظریه ی “پای شادی” به چیزی مربوط می شود که آمارگران «اصطلاحات خطا» می نامند. همه اندازه‌گیری‌ها کامل نیستند، و در نتیجه، محققان باید در فرمول‌های خود، تخمینی از تغییرات ناشی از عوامل ناشناخته‌ای که اصلاً اندازه‌گیری نشده‌اند، ایجاد کنند. فرمول “پای شادی”، با جمع 100 درصد، این خطای تصادفی را در نظر نمی گیرد. همانطور که نویسندگان خاطرنشان می‌کنند، با توجه به فراز و نشیب‌های سوژه‌های انسانی، به نظر می‌رسد اینکه انتظار داشته باشیم این مقدار صفر باشد، بسیار خوش‌بینانه به نظر می‌رسد، حتی اگر کسی واقعاً یک مطالعه را برای بررسی سهم نسبی عوامل ژنتیکی، شرایط و فعالیت‌های ارادی انجام دهد.

Brown و  Rohrer اشاره می‌کنند تقسیم معادلات شادی به سه قطعه مجزا چندان آسان نیست، و حتی آن قطعات به‌طور دقیق توصیف نمی‌شوند. همانطور که آنها خاطرنشان می کنند، در حالی که به نظر می رسد رایج است که فرض کنیم وراثت پذیری بالا به معنی چکش خواری کم است، اما این چنین نیست. یک صفت می تواند همزمان بسیار وراثت پذیر و چکش خوار باشد. نویسندگان گزارش می دهند، حتی هوش نیز که بسیار ارثی است، را می توان از طریق آموزش افزایش داد. به همین ترتیب، شرایط زندگی به صورت کاملا تصادفی رخ نمی دهد. برای مثال، ممکن است سعی کنید با صعود به قله اورست، شادی خود را افزایش دهید. اما متأسفانه بسیاری از کوهنوردان در فصل می 2019 آموختند، با انجام این کار ممکن است خطر آسیب دیدگی یا از دست دادن جان خود را به طور کلی افزایش دهند. شرایط بر اعمالی که افراد انجام می‌دهند تأثیر می‌گذارد و برعکس، اعمال عواقبی دارد.

مجموعه دیگری از انتقادات ارائه شده برای معادله شادی بر این موضوع متمرکز است که دقیقاً منظور از “شرایط” چیست. در مطالعات مربوط به شادی و رفاه که به دهه 1970 برمی گردد، به نظر می رسد بسیاری از محققان تنها از تعداد محدودی از متغیرهای جمعیت شناختی مانند سن، نژاد، تحصیلات، درآمد و جنس استفاده کرده اند. نویسندگان برخی از مجموعه‌های داده‌های بایگانی را مجدداً تجزیه و تحلیل کردند تا متوجه شوند آمارهای جمعیتی درصد بیشتری از سهم شادی را تشکیل می‌دهند، شاید تا 18 یا 26 درصد، بسته به اینکه کدام آمار دقیق استفاده شوند.

Brown و  Rohrer امیدوارند تجزیه و تحلیل آنها به روانشناسان مثبت اندیش کمک کند تا به طور انتقادی پایه شواهد ادعاهای خود در مورد توانایی افراد در بهبود خوشبختی خود را بررسی کنند.

به طور خلاصه، تجزیه و تحلیل انتقادی “پای شادی” یک درس مهم در پذیرش بدون تردید، هر توضیح ساده ای است که، فرمولی سریع و آماده برای دستیابی به سلامت روانی شما ارائه می دهد. یافتن رضایت شخصی مطمئناً قابل دستیابی است، اما انجام این کار به معنای درک پیچیدگی های این فرآیند است.

منبع: psychology today