چگونه به کسی که با او موافق نیستید، گوش دهید

گوش دادن ممکن است هیجان انگیزترین بخش مکالمه نباشد، اما اگر می خواهید با شخص دیگری تبادل معناداری داشته باشید، این کار ضروری است.

به زمانی فکر کنید که احساس کردید از سوی کسی دچار سوءتفاهم شده اید. چه حسی داشتید؟ صرف نظر از پاسخ شما، احتمالاً با آن احساس راحتی نکردید.

حالا به این فکر کنید که درک شدن چه احساسی دارد. می توانید آرامش داشته باشید، می خواهید حرف خود را ادامه دهید، احساس اعتماد بیشتری می کنید. وقتی طوری گوش می دهید که به طرف مقابل احساس شنیده شدن می دهد، احتمال بیشتری دارد که، اطلاعاتی را با شما به اشتراک بگذارد. وقتی فعالانه گوش می‌دهید، به احتمال زیاد آن صحبت را قبول خواهید کرد.

در دوره آموزشی خود به عنوان روانشناس، زمان زیادی را صرف یادگیری نحوه گوش دادن فعال کردم. من با سالها تجربه می توانم به شما بگویم که داشتن یک گفتگوی سازنده بدون گوش دادن فعال امکان پذیر نیست.

اولین مهارت گوش دادن فعال، حضور غیرکلامی است.

حضور غیرکلامی به این معناست که بدون صحبت کردن، به کسی توجه کامل کنید. در اینجا برخی از اصول اولیه وجود دارد:

بدن خود را به سمت طرف مقابل باز نگه دارید. سعی کنید آرام اما حواس تان باشد. اگر نشسته اید، به جای خم شدن به عقب، کمی به جلو خم شوید.

سطح متوسط ​​تماس چشمی را حفظ کنید. به گوینده نگاه کنید اما خیره نشوید.

از حرکات ساده برای برقراری ارتباط با طرف مقابل که در حال گوش دادن به او هستید استفاده کنید و او را تشویق کنید که ادامه دهد. تکان دادن سر یک راه است – فقط این کار را به طور مداوم انجام ندهید. گهگاه برای ابراز دلگرمی، آوایی مثل هوم بگویید.

کلید نهایی برای حضور غیرکلامی، سکوت است. اما به یاد داشته باشید: اگر در حال صحبت کردن هستید نمی توانید خیلی خوب گوش کنید. در واقع، اگر حروف کلمه “Listen” به معنی گوش دادن را به هم بریزید به “silent” به معنی سکوت می رسید. کشف این موضوع برایم 20 سال تدریس طول کشید، اما یادآوری مفیدی است!

ارائه زمان بدون وقفه برای صحبت کردن، حتی چند دقیقه، هدیه سخاوتمندانه ای است که به ندرت به یکدیگر می دهیم. این بدان معنا نیست که باید دهان خود را ساعت‌ها و ساعت‌ها ببندید، اما من شما را تشویق می‌کنم که ببینید چقدر می‌توانید به سادگی به صحبت‌های کسی گوش دهید، بدون اینکه بخواهید حرفش را قطع کنید.

برخی افراد سخت ترین قسمت گوش دادن را، صحبت نکردن می دانند. تواضع عمیقی در گوش دادن وجود دارد، زیرا تمرکز شما بر درک طرف مقابل است تا گفتن هر چیزی که به ذهنتان می رسد. هدف شما این است که گوینده را درک کنید و به او کمک کنید تا احساس درک شدن کند و گفتار خود را برای چیزی که شما را به هر یک از این اهداف نزدیکتر می کند، رزرو کنید.

دومین مهارت گوش دادن فعال، انعکاس است

انعکاس به معنای تکرار یا بیان مجدد محتوا یا معنای کلیدی از صحبت های طرف مقابل است.

انعکاس نشان می دهد، شما آنچه را که طرف مقابل گفته است شنیده اید. به‌جای گفتن «می‌شنوم»، با به اشتراک گذاشتن آنچه گفته‌اند، نشان می‌دهید که آنها را شنیده‌اید. همچنین تأیید می شود که شما درک درستی از افکار آنها دارید.

اگر کمی دور از هدف باشید، به شخص مقابل فرصتی می دهد تا شما را اصلاح کند. اگر شما کاملاً متوجه صحبت آنها نشده باشید، این می تواند مفید باشد.

انعکاس معمولاً برای شخصی که آن را انجام می دهد – یعنی شما – بیشتر از کسی که آن را می شنود احساس ناخوشایندی دارد. چیزی که من می‌دانم و تحقیقات قابل‌توجهی از آن پشتیبانی می‌کند، این است که مردم دوست دارند افکار و احساساتشان به آنها انعکاس داده شود.

فقط آنها را کلمه به کلمه تکرار نکنید. از کلمات کمتری استفاده کنید و صحبت طرف مقابل را خلاصه کنید. روی چیزی تمرکز کنید که برای او معنادار به نظر می رسد.

سومین مهارت گوش دادن فعال، پرسیدن سؤالات باز است

همانطور که گوش می دهید، سوالاتی در ذهن شما ظاهر می شود و شما پاسخ می خواهید. در حالی که پرسیدن سوال بسیار جذاب است، اما این پتانسیل را دارند که تفکر طرف مقابل را مختل کنند، تمرکز را روی سوال شما قرار دهند و مکالمه را از مسیر خارج کنند.

برای استفاده موثر از سوالات، چند نکته را در نظر داشته باشید:

همیشه قبل از پرسیدن سوال فکر کنید. درک طرف مقابل و کمک به او برای اینکه احساس کند درک شده است، یک پایه قوی فراهم می کند. اگر شخص متوجه نشود که او را شنیده‌اید، ممکن است تمایلی به پاسخگویی به سؤال شما نداشته باشد.

هنگامی که برای ترویج گفتگو سوالی می‌پرسید، استفاده از سؤالاتی که باز هستند و نمی‌توان به سادگی با «بله» یا «نه» به آنها پاسخ داد، بسیار مؤثر است. به عنوان مثال، به جای اینکه بپرسید «آیا فکر می‌کنید مدارس دولتی باید همان سطح بودجه را دریافت کنند که سایر مدارس دولتی دریافت می کنند؟» که می توان به آنها پاسخ داد “بله” یا “خیر”، می توانید بپرسید، “به نظر شما بودجه مدارس دولتی چگونه باید تامین شود؟” سؤالات باز به تفصیل و کاوش کمک می کند.

یکی از روش‌های مورد علاقه و مختصر من برای پرسیدن سؤال، تکرار یک کلمه کلیدی با لحن رو به بالا است. به عنوان مثال، اگر کسی بگوید، “من احساس می کنم دنیا خیلی خطرناک است”، می توانید بگویید “خطرناک است؟” با استفاده از لحن رو به بالا، کلمه به یک سوال تبدیل می شود. انگار بگویید، “درباره خطرناک بودن دنیا بیشتر به من بگو”.

مهم است که هم در لحن و هم در محتوا بی طرف بمانید. قضاوت و نظر می تواند با صدای بلند و واضح در لحن شما ظاهر شود. گفتن “اینجا جایی است که به تعطیلات می روید؟” بحث برانگیزتر از این است که «به من بگو چگونه تصمیم گرفتی برای تعطیلات به آنجا بروی» (که واقعاً یک سؤال است).

همچنین مهم است که به زمان پرسیدن سوال خود فکر کنید. حرف طرف مقابل را فقط برای پرسیدن سوال قطع نکنید.

آخرین چیزی که باید در مورد حضور، انعکاس و سؤالات باز در نظر داشت این است که این ابزارها برای کمک به ارتقاء درک و ایجاد ارتباط بیشتر در نظر گرفته شده اند. اتصال مهمترین چیز است.

بنابراین اگر ابزارها در موقعیتی کار نمی کنند یا اگر می توانید بدون این ابزارها ارتباط برقرار کنید، مجبور نیستید از آنها استفاده کنید. آنها توسط تحقیق و تجربه پشتیبانی می شوند و می توانند به شما کمک کنند تا در آب های غیرقابل پیش بینی و چالش برانگیز گفتگو با دیگران حرکت کنید.

منبع: TED