آیا در ارتباط عاطفی یا ازدواج خود تنها هستید؟

در مورد ازدواج پرشور و دوست داشتنی من که 28 سال است دوام آورده، مردم اغلب می گویند: “تو خیلی خوش شانسی!”

اما همانطور که قبلاً نوشتم، اعتقاد ندارم که شانس، کلید یک ازدواج خوب است. ازدواج کاری سخت است. و چنین کاری، خوشبختانه، یکی از پرارزش‌ترین نوع کارهایی است که انجام می‌دهیم. ایجاد رابطه‌ای سرشار از دوستی، تحسین متقابل، و احترام بی‌وقفه برای استعدادها و ویژگی‌های شریک زندگی‌مان.

وقتی نوبت به آن کار می‌رسد، من یک مزیت دارم. من یک دانشمند علوم اجتماعی هستم که هر روز مطالعه می‌کنم و به این فکر می‌کنم که چگونه انتخاب‌های خرد ما می‌توانند نتایج بزرگی برای روابط قوی و پر جنب و جوش داشته باشند.

اما لازم نیست متخصص روابط باشید تا بدانید که چه زمانی، چیزی در شراکت یا ازدواج شما درست نیست. اگر ازدواج شما چیزی نیست که در آن نیازهای عاطفی شما برآورده شود، شاید شما در ازدواج خود تنها هستید.

در واقع، ازدواج های تنها واقعی هستند و خیلی رایج. با کسی که تجربه اش را دارد صحبت کنید و او به شما خواهد گفت که تنهایی در ازدواج بدتر از تنهایی با خود است. طبق نظرسنجی‌ها، حدود 40 درصد از مردم درد تنهایی در رابطه را می‌دانند، زیرا زمانی در آن موقعیت بوده‌اند. اگرچه هیچ دو ازدواج خوشبختی شبیه هم نیستند، اما هر ازدواج تنهایی یک ویژگی مشترک دارد: حداقل یکی از همسران احساس می کند که از نظر عاطفی رها شده است.

رها شدن احساسی می تواند گیج کننده، مبهم و به سختی قابل تشخیص باشد، زیرا فرد معمولاً هر شب در کنار شما در رختخواب دراز می کشد. آنها حتی ممکن است شخصی باشند که شما هنوز با او رابطه جنسی دارید. اما این شخصی است که با او – وقتی با خودتان صادق می شوید – می دانید که مشکلی وجود دارد.

تنها بودن در یک ازدواج به این معنا نیست که شریک زندگی خود را از نظر فیزیکی از زندگی خود طرد می کنید، بلکه از نظر احساسی او را از افکار خود طرد می کنید. در حالی که شما دو نفر ممکن است صحبت کنید، اما امیدها، ترس ها و رویاهای خود را بیان نمی کنید. ممکن است دعوا نکنید یا فریاد نزنید یا علائم آشکاری از ناهماهنگی نشان ندهید. اغلب اوقات، شما اصلاً دعوا نمی کنید، زیرا متوجه شده اید این کار ساده تر است. بودن در یک ازدواج تنها به این معنی نیست که شما یک والدین مراقب و دوست داشتنی نیستید. بسیاری از زوج هایی که احساس می کنند از یکدیگر جدا شده اند، در واقع با پرتاب کردن بیشتر انرژی خود به سمت فرزندانشان به آن پاسخ می دهند.

بگذارید واضح بگویم: بودن در یک ازدواج تنها به این معنی نیست که شما شریک زندگی خود را دوست ندارید. با این حال، فاصله عاطفی بین شما به حدی افزایش یافته است که عشق شما فاقد صمیمیت اساسی، لطافت کلمات، اعمال و افکار شده است. نوعی ملایمت که می دانید برای شما امکان پذیر است، زیرا همان ملایمت بود که در وهله اول شما را به سمت یکدیگر جذب کرد (یادتان می آید؟).

و یک خبر خوب وجود دارد: شما باید امیدوار بمانید، زیرا بیشتر روابطی که تنهایی در آنها جای گرفته است، می توانند تغییر کنند. آنها را می توانیم به خودمان بازگردانیم، مملو از انرژی مثبت و صمیمیت دوباره.

با کمی کار و تغییراتی در رفتار خود، می توانید به واقعیت روزانه بهتری برگردید، واقعیتی که بیشتر شبیه این است: رابطه ای که در آن نگرانی های فعلی شریک خود را می دانید. که در آن می توانید با هم به مزخرفات و مزاحمت های روزمره زندگی بخندید. در آن می‌خواهید شبی را با شادی بسازید و پیش‌بینی کنید که بچه‌ها در جای دیگری بگذارید و هر دوی شما کاری را انجام ‌دهید که فقط شما دو نفر از انجام دادن آن لذت می‌برید.

بله، شما می توانید به آن برگردید.

همانطور که تصمیم می گیرید رابطه خود را با شریک زندگی خود ترمیم کنید، قبل از هر چیز تصمیم بگیرید که صبور باشید.

در اینجا سه ​​نکته وجود دارد که در هنگام شروع بازسازی ارتباط باید به آن توجه کنید:

 

سوالات خود را بپرسید

اگر احساس تنهایی می کنید، احتمالاً شریک زندگی شما نیز احساس تنهایی می کند و ناامید و درمانده است، و نمی داند از کجا شروع کند. بنابراین، شما شروع کنید. با پرسیدن حداقل یک سوال در روز از شریک زندگی خود در مورد چیزی که به مدیریت زندگی شما مربوط نمی شود، ابتکار عمل را به دست بگیرید. سوالاتی مانند “قبض برق را پرداخت کردید؟” و “آیا می توانید فردا بچه ها را از مدرسه بردارید؟” حساب نیست. از شریک زندگی خود بپرسید که در حال حاضر نگران چه چیزی است، در مورد چه چیزی هیجان زده است، در مورد چه چیزی استرس دارد و مشتاقانه منتظر چه چیزی است؟ سپس واقعاً به پاسخ های آنها گوش دهید.

از سوالات کوچک شروع کنید و اگر شریک زندگی شما در ابتدا مشکوک است تعجب نکنید. برقراری مجدد ارتباط عاطفی یک تغییر در انرژی است، تغییر در تمایل به دانستن دوباره آنچه که طرف مقابل در حال فکر و احساس است و به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات خود. این را هدف قرار دهید که هر روز شریک زندگی خود را درگیر این گفتگوهای کنجکاوانه کنید. به احتمال زیاد، آنها شروع به پاسخ متقابل خواهند کرد و از شما سؤالات مشابهی می پرسند. ممکن است فوراً اتفاق نیفتد، اما مطمئن باشید که در طول زمان این اتفاق خواهد افتاد. انسان ها کاملا قابل پیش بینی هستند. ما تمایل داریم آنچه را که به ما داده شده است پس بدهیم.

وارد دنیای آنها شوید

به طور خاص، وارد دنیای افکار آنها شوید. بله، طبیعتاً با طرح سؤال این اتفاق می افتد. اما همچنین مهم است که یک تلاش آرام و درونی برای در نظر گرفتن دیدگاه شریک زندگی خود انجام دهید، تمرینی که نمی توانید در حین ایجاد دوباره یک پیوند عاطفی از آن صرف نظر کنید.

این مستلزم چه چیزی است؟ هر روز فقط 60 ثانیه را انتخاب کنید، چشمان خود را ببندید و فقط یک دقیقه وقت بگذارید و تصور کنید که دنیای شریک زندگی شما در حال حاضر از نقطه نظر او چگونه است. چه چیزی ممکن است در حال حاضر احساس/تجربه/نیاز داشته باشند؟ چالش های آنها چه می تواند باشد؟ آنها شادی را از کجا می یابند؟ آنها ممکن است نگران چه چیزی باشند، در آرزوی چه چیزی باشند، یا چه چیزی ممکن است آنها را نگران کند؟ با سخاوت قلبی و ذهنی وارد این دقیقه شوید.

شما حتی لازم نیست در مورد آنچه در ذهن خود می بینید با همسر خود صحبت کنید، حداقل نه بلافاصله و گاهی اوقات هرگز. زیرا صرفاً با شرکت در این فعالیت کوتاه، همدلی و حوصله بیشتری را در طول زندگی روزمره با شریک زندگی خود خواهید داشت. مهمتر از همه: این افزایش همدلی می تواند ریشه ارتباط عاطفی مجدد باشد.

تشریفات ارتباط را ایجاد کنید

از اینجا شروع کنید. انتخاب کنید تا لحظات کوچکی از تجربیات مشترک عمدی را با هم خلق کنید. اگر شریک زندگی شما کسی است که معمولاً شام درست می کند، با او در آشپزخانه همراه شوید و بپرسید که چگونه می توانید امشب کمک کنید. این ژست های ارتباطی، مواد قدرتمند ازدواج های پر رونق هستند، که هر یک به واقعیت بزرگتری برای دوباره با هم بودن ما کمک می کند.

اگر در مورد انجام هر یک از موارد بالا نگران هستید و/یا مدتی در فصل تنهایی ازدواج خود بوده اید، ممکن است عاقلانه – و ضروری – باشد که در این فرآیند از حمایت برخوردار شوید. درمانگران ازدواج و خانواده در اکثر جوامع کار می کنند. از یک دوست یا همکار برای معرفی یک روان درمانگر کمک بخواهید یا یک جستجوی ساده در گوگل انجام دهید.

اگر همسر یا شریک زندگی شما تمایلی به ملاقات با یک درمانگر ندارد، آنها را تشویق کنید که به درمان به عنوان آموزش فکر کنند، نه به عنوان کسی که انسان های شکسته را تعمیر می کند یا شما را در نحوه برقراری ارتباط قضاوت می کند. کاملا برعکس. درمان عالی فرصتی گرم، ایمن و خوشایند برای یادگیری روش‌های مثبت جدید برای با هم بودن است. اگر بچه دارید، از تمایل همسرتان برای تربیت جوانانی سالم و شاد استفاده کنید و به همسرتان یادآوری کنید که مهم ترین کاری که می توانید برای فرزندانتان انجام دهید این است که خودتان یک رابطه سالم داشته باشید. بله، فرزندان شما تماشا می کنند.

و بله، می توانید صمیمیت را دوباره به دست آورید. اما کمی کار می خواهد. فقط به خود یادآوری کنید: این ارزشمندترین کاری است که می توانید انجام دهید.

Click to rate!
[Total: 0 Average: 0]
Let's Share!

Author: Admin2