رفتن به دنبال خوشبختی

در سال 2008، 4000 کتاب در مورد شادی منتشر شد، در حالی که در سال 2000 تنها 50 کتاب در این زمینه منتشر شده بود. محبوب ترین کلاس در دانشگاه هاروارد در مورد روانشناسی مثبت است و حداقل 100 دانشگاه دیگر دوره های مشابهی را ارائه می دهند. کارگاه‌های شادی برای گروه‌های بعد از دانشگاه فراوان است، و هر روز «مربی‌های زندگی» به مشتریان بالقوه نوید خوشبختی می‌دهند.

در اواخر دهه 1990، Martin Seligman روانشناس از دانشگاه پنسیلوانیا، همکارانش را تشویق کرد، حالات بهینه را، با همان شدتی که برای مدت طولانی آسیب شناسی ها را مطالعه کرده بودند، بررسی کنند: ما هرگز در مورد عملکرد کامل انسان نمی آموزیم، مگر اینکه به اندازه کافی در مورد سلامت روان بدانیم. نسل جدیدی از روانشناسان مجموعه قابل احترامی از تحقیقات را، در مورد ویژگی های شخصیت مثبت و شیوه های تقویت شادی ایجاد کردند. در همان زمان، پیشرفت‌های علوم اعصاب سرنخ‌های جدیدی از آنچه ما را خوشحال می‌کند و آنچه در مغز به نظر می‌رسد ارائه کرد. ناگفته نماند، اقتصاددانان رفتاری تحقیقاتی را انجام دادند که این فرض کلاسیک را که مردم همیشه انتخاب‌های منطقی انجام می‌دهند که رفاه آنها را افزایش می‌دهد، زیر و رو کردند. آنها دریافتند ما در پیش بینی چیزهایی که ما را خوشحال می کند موفق نیستیم.

اما ما به عنوان یک ملت در سال‌هایی که جنبش شادی شکوفا شد، غمگین‌تر و مضطرب‌تر شده‌ایم. شاید به همین دلیل است که ما مشتاقانه پیشنهادات آن را خریداری کرده ایم. ممکن است دانشجویان کالج به صورت دسته جمعی در درس های روانشناسی مثبت ثبت نام کنند، زیرا 15 درصد از آنها گزارش داده اند از نظر بالینی افسرده هستند.

Jerome Wakefield از دانشگاه نیویورک و Allan Horwitz از Rutgers کتاب “از دست دادن غم: چگونه روانپزشکی اندوه عادی را به اختلال افسردگی تبدیل کرد” نوشته اند. آنها مشاهده می کنند مشغولیت ما به شادی، به قیمت غم و اندوه تمام منجر است، احساس مهمی که سعی کرده ایم آن را از مجموعه عاطفی خود حذف کنیم.

Horwitz ابراز تاسف می کند که اغلب از جوانانی که به طور طبیعی پس از جدایی اشک می ریزند، خواسته می شود به جای درمان غم و اندوه، خود را درمان کنند.

هم نیروی شادی و هم نیروی ضد شادی در واقع روی یک چیز مهم توافق دارند، اینکه ما تمایل داریم راه‌حل‌های سریع سطحی مانند خریدهای زیاد و غذاهای چرب را برای فرونشاندن احساسات منفی که بر ما غلبه کرده اند، استفاده کنیم. به نظر می رسد چنین اقداماتی به این باور بستگی دارد که شادی دائمی به نوعی حق مادری ماست. در واقع، مجموعه ای از تحقیقات نشان می دهد، زیاده روی های فوری، ما را برای چند لحظه آرام می کند. اما آنها ما را در درازمدت فقیرتر، از نظر جسمی ناسالم تر و به طور کلی بدبخت تر می کنند و فاقد مهارت های واقعی برای رهایی از وضعیت هستند.

خوشبختی این نیست که همیشه لبخند بزنی.

شادی چیست؟ مفیدترین تعریف که مورد توافق دانشمندان علوم اعصاب، روانپزشکان، اقتصاددانان رفتاری، روانشناسان مثبت اندیش و راهبان بودایی است، بیشتر شبیه رضایت است تا “شادی” به معنای ترکیدن از خوشحالی. دارای عمق و تأمل است. شامل داشتن یک زندگی معنادار، استفاده از مواهب و زمان شما، زندگی با فکر و هدف است.

شادی زمانی به حداکثر می رسد که شما احساس کنید عضوی از یک جامعه هستید. زمانی که با دلخوری ها و بحران ها مقابله می کنید. و این شامل تمایل به یادگیری و رشد است که گاهی اوقات باعث ناراحتی می شود. این مستلزم عمل کردن به زندگی است، نه صرفاً پذیرفتن آن. این شادی، شادی موقت یا حتی لذت نیست.

پیشرفت واقعی در درک شادی و چگونگی به دست آوردن آن وجود داشته است. در ادامه بزرگ ترین نتایج این تحقیقات را بخوانید.

برخی از مردم شاد به دنیا می آیند

برخی از روح های خوش شانس واقعاً با چشم اندازهای روشن تر از دیگران متولد می شوند. آنها به سادگی، زیبایی و فرصت را در جایی می بینند، که دیگران به معایب و خطرات توجه می کنند. اما کسانی که جهت گیری شوم تری دارند، می توانند دیدگاه خود را حداقل تا حدی تغییر دهند. آنها می توانند یاد بگیرند که افکار ترسناک و مفروضات منفی خود را به چالش بکشند. درگیر شدن در گفتگوی درونی مثبت در واقع نشانه سلامت روانی است.

به دست آوردن آنچه می خواهید، خوشبختی پایدار را به ارمغان نمی آورد

فکر می‌کنید اگر در قرعه‌کشی برنده شوید، خوشبختی فرا می‌رسد، یا اگر خانه‌تان در سیل ویران می‌شود، خوشبختی برای همیشه محو می‌شود. اما انسان ها به طور قابل توجهی سازگار هستند. پس از یک دوره متغیر سازگاری، بدون توجه به اینکه چه اتفاقی برای ما می افتد، ما به سطح قبلی شادی خود باز می گردیم. البته برخی استثناهای اثبات شده علمی وجود دارد، به ویژه از دست دادن غیرمنتظره شغل یا از دست دادن همسر.

سازگاری ما در دو جهت کار می کند. Sonja Lyubomirsky استاد روانشناسی در دانشگاه California, Riverside خاطرنشان می کند، از آنجایی که ما بسیار سازگار هستیم، به سرعت به بسیاری از دستاوردهایی که در زندگی برای آنها تلاش می کنیم، مانند رسیدن به شغل یا ازدواج، عادت می کنیم. به زودی پس از رسیدن به نقطه عطف، احساس می کنیم چیزی از دست رفته است. ما شروع به طمع یک دارایی دنیوی دیگر می کنیم یا به پیشرفت اجتماعی دیگری چشم می دوزیم. اما چنین رویکردی ما را به «تردمیل لذت‌بخش» متصل می‌کند، جایی که شادی همیشه دور از دسترس است، یک درجه دورتر. Lyubomirsky می‌گوید، با تمرکز بر فعالیت‌هایی که پویا، شگفت‌انگیز و جذب‌کننده توجه هستند، می‌توان به طور کامل از تردمیل خارج شد.

درد بخشی از شادی است

شادی پاداش شما برای فرار از درد نیست. این مستلزم این است که با احساسات منفی رودررو روبرو شوید، بدون اینکه اجازه دهید آنها بر شما غلبه کنند. Russ Harris پزشک مشاور و نویسنده کتاب The Happiness Trap، تصورات رایج از شادی را خطرناک می‌داند، زیرا آنها مردم را برای “مبارزه با واقعیت” آماده می‌کنند. آنها نمی پذیرند زندگی واقعی پر از ناامیدی، از دست دادن و ناراحتی است. Harris می گوید: اگر می خواهید زندگی غنی و معناداری داشته باشید، باید طیف وسیعی از احساسات را احساس کنید.

از این گذشته، حالت‌های منفی به ما نشان می‌دهند برای چه چیزهایی ارزش قائلیم و چه چیزهایی را باید تغییر دهیم. غم و اندوه برای یک عزیز ثابت می‌کند که چقدر روابطمان را گرامی می‌داریم. ناامیدی از چندین شغل متوالی نشانه این است که ما در شغل اشتباهی قرار داریم. اگر غم نبود، شادی بی معنا بود. بدون تضاد تاریکی، نوری وجود ندارد.

ذهن آگاهی خوشبختی می آورد

ذهن آگاهی، حالت ذهنی آگاه آرام از لحظه حال است، که با گشاده رویی و کنجکاوی نسبت به احساسات شما به جای قضاوت در مورد آنها مشخص می شود، ابزاری قدرتمند برای تجربه شادی در صورت تمرین منظم. Harris می گوید: اگر ذهن آگاهی را روی احساسات منفی اعمال کنید، آنها تاثیر خود را از دست می دهند. فقط اجازه دهید بدون مبارزه با آنها در آنجا حضور داشته باشند و در نهایت احساس اضطراب و افسردگی کمتری خواهید کرد. احساسات منفی خود را از خود دور نکنید، اما اجازه ندهید که مانع انجام اقدامات سازنده شما شوند.

خوشبختی در تعقیب نهفته است

اقدام در جهت اهدافی غیر از شادی ما را خوشحال می کند. لذت‌های آسان هرگز ما را روشن نمی‌کند تا در مهارت‌های جدید تسلط پیدا کنیم یا چیزی را از ابتدا بسازیم.

و عبور از خط پایان نیست که بیشترین پاداش را دارد. این پیش بینی رسیدن به هدف شما است. Richard Davidson عصب شناس دانشگاه ویسکانسین دریافته است، سخت کوشی برای رسیدن به یک هدف، و پیشرفت در حد انتظار برای رسیدن به هدف، نه تنها احساسات مثبت را فعال می کند، بلکه احساسات منفی مانند ترس و افسردگی را نیز سرکوب می کند.

بله، پول خوشبختی می‌خرد، حداقل مقداری پول و مقداری شادی

پول خوشبختی را می‌خرد، اما فقط تا جایی که به شما امکان بدهد راحت زندگی کنید. فراتر از آن، پول نقد بیشتر، رفاه شما را افزایش نمی دهد. اما سخاوت باعث شادی واقعی می‌شود، بنابراین اگر ثروتتان را ببخشید، می‌تواند در واقع شادی شما را تضمین کند.

خوشبختی نسبی است

برخی نسبت به دیگران وسواس بیشتری نسبت به موقعیت دارند، اما همه ما نسبت به اطرافیان خود با وضعیت خود در زندگی هماهنگ هستیم. برای اینکه نگرانی‌های مربوط به وضعیت شادی شما را خفه نکنند، گروه همسالان خود را با دقت انتخاب کنید. داشتن کوچکترین عمارت در یک محله ی اعیانی می‌تواند احساس بدتری نسبت به خرید بزرگ‌ترین خانه ییلاقی در محله‌ای کمتر ثروتمند به شما بدهد.

گزینه های متعدد ما را بدبخت می کنند

ما دائماً در حال تصمیم گیری هستیم، از این که هر شب برای شام چه بخوریم و با چه کسی ازدواج کنیم، چه طعم بستنی ای را انتخاب کنیم. ما بسیاری از تصمیمات خود را بر این اساس قرار می دهیم که آیا فکر می کنیم یک اولویت خاص باعث افزایش رفاه ما می شود یا خیر. به طور شهودی، به نظر می رسد ما متقاعد شده ایم هرچه انتخاب های بیشتری داشته باشیم، در نهایت وضعیت بهتری خواهیم داشت. اما دنیای فرصت های نامحدود ما، بیشتر از اینکه ما را خوشحال کند ما را زندانی می کند. در چیزی که Barry Schwartz روانشناس Swarthmore آن را “پارادوکس انتخاب” می نامد، مواجهه با احتمالات زیاد، ما را تحت فشار قرار می دهد و از هر تصمیمی که می گیریم کمتر راضی هستیم. انتخاب های زیاد ما را در مورد همه فرصت های از دست رفته شگفت زده می کند.

خوشبختی با افراد دیگر است

Chris Peterson روانشناس مثبت اندیش، استاد دانشگاه میشیگان، می گوید، بهترین توصیه برای بیرون آمدن از خود این است که روابط شخصی قوی را در اولویت قرار دهید. روابط خوب حائلی در برابر اثرات مخرب تمام ناامیدی ها و شکست های اجتناب ناپذیر زندگی هستند.

تکلیف شادی خود را انجام دهید

شما می توانید احساسات مثبت را با گنجاندن چند روش ثابت شده در روال خود افزایش دهید. Lyubomirsky به شما پیشنهاد می‌کند، در یک نامه یا یک مجله هفتگی نسبت به کسی ابراز قدردانی کنید، هفته‌ای یک‌بار بهترین آینده ممکن را برای خود تجسم کنید و به طور منظم برای دیگران کارهای محبت آمیز انجام دهید تا خلق و خوی خود را در لحظه و در طول زمان افزایش دهید. او می‌گوید: شادتر شدن مستلزم کار است، اما ممکن است این کار با ارزش‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین کاری باشد که تا به حال انجام داده‌اید.

شادی به چارچوب زمانی شما بستگی دارد

احساس خوشحالی در حین انجام فعالیت های روزمره ممکن است ربطی به میزان رضایت شما به طور کلی نداشته باشد. زمان، درک ما از شادی را منحرف می کند. به عنوان مثال، والدین با شادی به سال های پیش دبستانی فرزندان خود نگاه می کنند. اما Daniel Kahneman از دانشگاه پرینستون دریافت که وظایف مراقبت از کودکان در فهرست چیزهایی که مردم را خوشحال می‌کند، در رتبه‌های پایین‌تر از چرت زدن و تماشای تلویزیون قرار دارند. و با این حال، اگر بخواهید یک دهه از زندگی خود را به عقب برگردید و آن را ارزیابی کنید، آیا یک دوره پرشور از تربیت کودکان یا یک جریان مداوم چرت زدن روی مبل هر روز در بین سریال ها، زمان “شادتر” را به تصویر می کشد؟ بهزیستی خود را در سطح کلان و همچنین در سطح خرد ارزیابی کنید تا دقیق ترین تصویر را از خوشبختی خود بدست آورید.

شما در مورد آنچه شما را خوشحال می کند اشتباه می کنید و در مورد آنچه شما را خوشحال می کرده اشتباه می کنید

Daniel Gilbert روانشناس دانشگاه هاروارد، حقیقتی عمیق در مورد شادی کشف کرد: چیزها تقریباً هرگز آنقدر بد یا خوب نیستند که ما انتظار داریم. ما در پیش بینی دقیق احساسات آینده خود بسیار وحشتناک هستیم، به خصوص اگر پیش بینی های ما بر اساس تجربیات گذشته ما باشد. گذشته در حافظه ما وجود دارد، و حافظه دستگاه ضبط قابل اعتمادی نیست: ما شروع و پایان را بسیار شدیدتر از آن «میانه‌های طولانی» به یاد می‌آوریم، چه پرحادثه باشند یا نه. بنابراین یک شروع وحشتناک تعطیلات، شما را در انتخاب بهترین مکان برای رفتن در سال آینده گمراه می کند.

توصیه Gilbert این است که از پیش بینی های ذهنی خود چشم پوشی کنید. بهترین پیش بینی برای اینکه آیا شما از چیزی لذت خواهید برد یا خیر، این است که آیا شخص دیگری از آن لذت برده است یا خیر. بنابراین به سادگی از دوست خود که به مکزیک رفته است بپرسید تا بفهمید آیا شما نیز باید برای تعطیلات به آنجا بروید.

خوشبختی در آغوش گرفتن شیوه مقابله طبیعی شماست

همه نمی توانند چهره ای شاد داشته باشند. Barbara Held استاد روانشناسی در کالج Bowdoin، برای اولین بار از “ظلم نگرش مثبت” انتقاد می کند. او می گوید، نگاه کردن به جنبه های مثبت برای برخی افراد ممکن نیست و حتی نتیجه معکوس دارد. زمانی که به مردم فشار می آورید تا با روشی که برایشان مناسب نیست کنار بیایند، نه تنها جواب نمی دهد، بلکه باعث می شود که آنها احساس شکست کنند و احساس بدی داشته باشند.

Julie Norem نویسنده کتاب «قدرت مثبت تفکر منفی» موافق است که رویکرد یکسان برای مدیریت زندگی عاطفی نادرست است. پروفسور روان‌شناسی Wellesley در تحقیقات خود نشان داده است، می‌توان از بدبینی دفاعی که افراد مضطرب احساس می‌کنند، برای کمک به انجام کارها استفاده کرد که به نوبه خود آنها را شادتر می‌کند. برای مثال، یک معمار بدبین طبیعی، می‌تواند انتظارات کمی برای ارائه آینده داشته باشد و تمام نتایج بدی را که تصور می‌کند مرور کند، تا بتواند با دقت آماده شود و شانس موفقیت خود را افزایش دهد.

خوشبختی زندگی کردن با ارزش های شماست

اگر بر اساس ارزش های خود زندگی نکنید، هرچقدر هم که به دست آورید، خوشحال نخواهید شد. با این حال، برخی از مردم حتی مطمئن نیستند که ارزش‌هایشان چیست. اگر شما یکی از آنها هستید، Harris یک سوال عالی از شما دارد: تصور کنید می توانم چوب جادویی را تکان دهم تا اطمینان حاصل کنم که تا ابد مورد تایید و تحسین همه افراد روی کره زمین قرار خواهید گرفت. در این صورت، چه کاری انجام می دهید. انتخاب کن که با زندگیت چه کار می کنی؟

هنگامی که صادقانه پاسخ دادید، می توانید گام هایی را به سمت ایده آل خود بردارید. می توانید جملات تاکیدی مثبت را به آینه خود بچسبانید، یا می توانید کتاب های مشاوره خود را بریده و آنها را به یک پروژه کاغذی تبدیل کنید. مهم نیست، تا زمانی که شما آگاهانه زندگی می کنید. حالت خوشبختی واقعاً یک حالت نیست. این یک آزمایش شخصی مداوم است.

Proud Sponsor of Concord Marketing.

Click to rate!
[Total: 0 Average: 0]
Let's Share!

Author: Admin2