3 مدل اثبات شده برای دستیابی به شادی

برای دهه‌ها، محققان عواملی را که به شادی انسان کمک می‌کنند، بررسی کرده‌اند. در میان شناخته‌شده‌ترین یافته‌ها، نمودار پای خوشبختی (2005) پیشنهاد کرد، 50 درصد از تفاوت‌های سطح شادی ما به ژن‌های ما نسبت داده می‌شود، 10 درصد به شرایط ما و 40 درصد باقی مانده به رفتارهای ما مربوط است.

پس از 15 سال تحقیق در مورد جستجوی خوشبختی، روانشناسان Sonja Lyubomirsky وKennon Sheldon در مقاله ای اخیر نظریه اصلی خود را مورد بازبینی قرار دادند. در توافق با برخی از منتقدان، آنها موافق بودند که احتمالاً بخشی از پای را که در ابتدا به رفتارهای عمدی نسبت داده شده بود، بیش از حد برآورد کرده بودند. نویسندگان نتیجه گرفتند، در حالی که مزایای مداخلات روانشناسی مثبت واقعی هستند، تأثیرات آنها ممکن است به این بزرگی نباشد.

سه مدل مشتق شده از پای خوشبختی و مدل خوشبختی پایدار وجود دارد که نشان می دهد اگر شما “اراده” و “راه مناسب” برای انجام آن داشته باشید، شادی را می توان با موفقیت دنبال کرد.

 

مدل فعالیت  Eudaimonic

Eudoimania مسیری به سوی رفاه از طریق انجام کارهای خوب است. رسیدن به پتانسیل بالقوه خود از طریق زندگی با فضیلت و درگیر شدن در تلاش‌های ذاتا معنی‌دار. کلمه eudaimonie از یونان باستان می آید، جایی که فیلسوفانی مانند سقراط و ارسطو می نویسند، یک زندگی خوب تماماً شامل بهبود خود، درگیر شدن در رفتارهای طرفدار اجتماعی و پرورش ارتباطات با دیگران است. تحقیقات روان‌شناختی حمایت زیادی از این نظریه‌های eudaimonic نشان داده‌اند. بر اساس مدل فعالیت Eudaimonic، برای مثال، درگیر شدن در فعالیت‌ها و اهدافی که فضایل انسانی را برجسته می‌کند، رشد را ارتقا می‌بخشد و رضایت را تقویت می‌کند، می‌تواند افراد را شادتر کند. دنبال کردن تعالی، داوطلب شدن، پول دادن به نیازمندان، ابراز قدردانی، توسعه مهارت‌ها، پشتکار بر اهداف ارزشمند علیرغم موانع، همگی از فعالیت‌های Eudaimonic محسوب می‌شوند. تمرین این رفتارها می تواند نیازهای اساسی روانشناختی ما از شایستگی، خودمختاری و ارتباط را برآورده کند و سطح بهزیستی ذهنی ما را افزایش دهد.

 

مدل پیشگیری از سازگاری لذت‌گرا

بسیاری از مردم متقاعد شده اند اگر فقط بتوانند به شرایط مناسب دست یابند، شریک زندگی عالی، شغل رویایی، خانه خوب، خوشحال خواهند شد. اما چیزی که ما اغلب متوجه نمی شویم این است که حتی پس از اینکه شرایط مورد نظر را به دست بیاوریم، آنها احتمالاً تأثیرات قوی و طولانی مدتی را که ما تصور می کنیم بر سطح شادی ما نخواهند داشت. دلیل آن سازگاری لذت‌گرا است. انسان ها به چیزها عادت می کنند. این نفرین و نجات ماست. پس از افزایش اولیه شادی، خانه جدید، همسر جدید و شغل جدید در نهایت تبدیل به یک موضوع عادی جدید خواهند شد، و وضعیت موجود به سختی به عنوان ویژگی های قابل توجه و تقویت کننده شادی شناخته می شود.

آیا راهی برای طولانی شدن خوشحالی ما از تغییرات و شرایط مختلف زندگی وجود دارد؟

بله، طبق مدل سازگاری لذت‌گرا.

نکته کلیدی این است که به تعامل با رویدادهای جدید به روش های مختلف از پایین به بالا و از بالا به پایین ادامه دهیم که سوزن سنجش شادی درونی ما را تکان دهد. به عنوان مثال، هنگامی که خانه رویایی خود را خریدید، می توانید مهمانی های شام برگزار کنید یا مکان های مورد علاقه جدیدی را در محله خود کشف کنید. همانطور که Sheldon  و  Lyubomirsky (2019) می نویسند، تجربه خانه به شیوه های بدیع و مثبت به شما احساسات مثبت لحظه ای در ارتباط با خانه جدیدتان می دهد و “آتش” تقویت اولیه شادی شما را تغذیه می کند. علاوه بر این، می توانید در برابر وسوسه فکر کردن به تمام خانه های زیباتر دیگری که می توانستید یا باید داشته باشید مقاومت کنید. در عوض، اجازه دهید قدردانی شما از آنچه قبلاً متعلق به شما بوده، یادآور تمام راه هایی باشد که به زندگی شما در خانه جدیدتان منتهی شده است.

 

مدل فعالیت مثبت

اگر واقعاً می‌توانیم از طریق فعالیت‌های عمدی خودمان را شادتر کنیم، مهم است که در مورد چیستی، چرایی، کی و چگونگی این رفتارهای شادی آور تحقیق کنیم. برای شروع، برای به دست آوردن مزایای بهینه از مداخلات تقویت کننده شادکامی اثبات شده علمی، فرد باید انگیزه شادتر شدن داشته باشد و مایل به تلاش برای دستیابی به شادی باشد. به این ترتیب، مدل فعالیت مثبت، شرایطی را مشخص می کند که تحت آن فعالیت های عمدی مختلف می توانند شادی را افزایش دهند.

چه چیزی در مورد شخص، فعالیت و تعامل این دو وجود دارد که بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت؟

محققان آزمایش‌های بی‌شماری را برای بررسی اینکه چگونه متغیرهای مختلف، از جمله نوع و فراوانی فعالیت‌ها، پیشینه فرهنگی فرد، میزان تلاش و انگیزه فرد، در اثربخشی مداخلات نقش دارند، انجام داده‌اند. نتایج این مطالعات یک نگاه اجمالی جذاب به آنچه ما را خوشحال می کند ارائه می دهد. برای مثال، شمارش بیش از حد موهبت‌ها، لزوماً منجر به افزایش شادی نمی‌شود و برخی فعالیت‌ها ممکن است برای افراد مختلف بهتر از سایر فعالیت‌ها عمل کنند (به عنوان مثال، افراد برون‌گرا ممکن است از مداخلاتی که شامل تعاملات اجتماعی است سود بیشتری ببرند، در حالی که افراد جوان‌تر ممکن است تمایل بیشتری به مداخلاتی داشته باشند، که با استفاده از تلفن همراه آنها قابل انجام است.)

این مداخلات چگونه کار می کنند؟

بر اساس این مدل، فعالیت‌های مثبت نیازهای اساسی روان‌شناختی را برآورده می‌کنند، و همچنین نه تنها از طریق رفتارها، بلکه از طریق افکار و احساسات افراد، انگیزه مثبتی را در زندگی افراد ایجاد می‌کنند. برای مثال، مداخلات قدردانی می‌تواند به افراد کمک کند تا در مورد زندگی‌شان مثبت‌تر فکر کنند، بنابراین سطح شادی آنها را افزایش می‌دهد.

از آنجایی که مطالعات به بررسی مکانیسم های رفاه ما ادامه می دهند،Sheldon  و  Lyubomirsky (2019) یک نتیجه امیدوارکننده از آنچه تاکنون تحقیق به آن اشاره می کند ارائه می دهند:

جست‌وجوی شادی مستلزم انتخاب فعالیت‌های خودپسندانه و از نوع eudaimonic است (به جای تعقیب مستقیم احساسات مثبت). سرمایه گذاری تلاش مستمر در آن فعالیت ها و همچنین، تمرین آنها به شیوه ای متنوع و متغییر (به جای انجام هر بار یکسان). با چنین ابزاری، افراد می توانند برای خود جریان ثابتی از تجربیات مثبت جذاب، رضایت بخش، ارتباط دهنده و نشاط بخش ایجاد کنند و در نتیجه احتمال باقی ماندن آنها در محدوده بالایی از پتانسیل های شادی خود را افزایش دهند.

Click to rate!
[Total: 0 Average: 0]
Let's Share!

Author: Admin2